ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۱, پنجشنبه

معرفی پلاگین local برای yum!

خب من که عادت دارم معمولا به برنامه‌های مدیریت نرم‌افزار فدورا بد و بیراه میگم! اخیرا دارم کم کم باهاشون یکمی رفیق میشم:) دیروز داشتم توی لیست پلاگین‌های yum میگشتم یه پلاگین نظرم رو به خودش جلب کرد. پلاگین local!
تا حالا خیلیا پرسیدن که چطوری میشه توی فدورا یه مخزن داشت از همه‌ی نرم‌افزارهایی که با yum داونلود و نصب میشه. با توجه به این که به صورت پیش‌فرض هم yum بعد از این که یه نرم‌افزار رو داونلود و نصب کرد بسته‌ی داونلود شده رو پاک می‌کنه.
قبل از الان، راه حلی که پیشنهاد می‌کردیم معمولا به این شکل بود: اول توی فایل تنظیمات etc/yum.conf/ گزینه‌ی keepcache رو ۱ می‌کنیم که بسته‌ها بعد از نصب پاک نشند. بعد هر از گاهی بسته‌هایی که توی نهان‌گاه (cache)! مخازن yum هستند رو کپی می‌کنید یه جا و یه مخزن ازشون می‌سازید.

اما با کمک این پلاگین، نیازی به هیچ کدوم از این کارا نیست. کافیه این بسته رو نصب کنید (و نیازی نیست تنظیماتی رو تغییر بدین). بعد از نصب، این پلاگین یک مخزن محلی از تمامی نرم‌افزارهایی که بعد از این روی سیستمون نصب می‌کنید می‌سازه به صورت خودکار و می‌تونید این مخزن رو جابه‌جا کنید یا بعدا ازش استفاده کنید. این مخزن به صورت خودکار به مخازن سیستمون اضافه میشه برای همین بعدا اگه بخواین یه نرم‌افزاری رو مجددا نصب کنید خود به خود به جای داونلود، از همین مخزن نصب میشه.

کلا به نظر میاد برای تمام کسایی که قبلا keepcache رو ۱ می‌کردن، نصب این پلاگین راه هم ساده‌تر و هم تمیزتریه. چقدر دیر دیدمش!

این پلاگین (افزونه؟) رو با دستور زیر نصب کنید:
yum install yum-plugin-local 

نکته: تنظیمات این مخزن توی etc/yum.repos.d/_local.repo/ ذخیره میشن و خود مخزن هم تو این آدرس ساخته میشه:
/var/lib/yum/plugins/local/

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

جشن روز آزادی نرم‌افزار اصفهان...

قبل از اصل مطلب، یک خبر این که آن‌طور که از شواهد برمیاد من همچنان یک ترم دیگه دانشجو هستم! P:

و اما بعد! من قصد داشتم ۴شنبه شب برم اصفهان که صبح برسم خونه و ظهر توی مراسم شرکت کنم. ولی ۴شنبه کلا همش این‌ور اون‌ور بودم و اصلا حواسم به شلوغی هفته نبود و بلیط نخریدم. شب به این نتیجه رسیدم که جا نیست! این شد که صبح رفتم ترمینال و بلیط ۷ و نیم رو گرفتم. رفتم تو اتوبوس دیدم ۲تا خانم نشستن جایی که منم... خلاصه راننده فرمودند که چون فقط من بلیط ۷ونیم داشتم اتوبوس کنسل شده و ۸ راه میفتیم!

۸ راه افتادیم و بعد حدودا ۲ بود که رسیدم ترمینال کاوه. باز هم مثل همیشه تقریبا کل اتوبوس خالی شد، اما این بار یکمی وخیم‌تر! فقط من موندم و یکی دیگه. (کلا همیشه برام سواله که کسایی که از صفه سوار میشن میرن تهران برگشتنی کجا پیاده میشن؟! چرا اکثرا فوقش ۴-۵ نفر میمونن برا صفه؟!). ولی خب من چک کرده بودم قرار بود اتوبوس بره صفه. اون یکی ازم پرسید میره؟! گفتم باید بره! گفت به منم گفت که میرم. خلاصه نشست. یه ذره وقت بعد راننده اومد گفت چرا نشستین؟! گفتم صفه پیاده میشیم. گفت این اتوبوس که صفه نمیره و شروع کرد پیاده شدن. منم گفتم قراره بره و نشستم. اون یکی هم نشست. راننده چیزی نگفت و رفت. بعد یکی اومد بالا پرسید میره؟ اون یکی گفت به من که گفته میره! خلاصه ۲ تا دیگه هم سوار شدن. یه خورده نشستیم من داشتم آماده میکردم که دعوا کنم چی بگم! ولی راننده اومد سوار شد و ما رو برد صفه هیچیم نگفت :)

رسیدیم صفه دیدم دیره مستقیم رفتم جشن. جشن خوبی بود یه سری افراد رو هم که مستقیم ندیده بودم دیدم و یه سری دوستان قدیمی رو هم دیدم و یه سری دوستانم که اومده بودند ولی ندیدم! بعد از جشن هم با دوستان رفتیم پارک تا نصف شب... البته شارژ گوشیم تموم شده بود و من یکمی دیر به خونه خبر دادم که سالمم و یکمکی دعوا هم شدم! ؛)

یکی از نکات جشن، بروشورش بود. توش نوشته بود «مینت چهارمین سیستم عامل محبوب کاربران خانگی بعد از ویندوز و مک و اوبونتوه». آقا من این جمله رو دیدم گفتم بابا حالا ما هیچی نمیگیم این فدورای بنده خدا خیلی داره مظلوم واقع میشه. مونده بودم این جمله از کجا اومده! خلاصه با پیگیری از دوستان متوجه شدیم منبع سایت خود مینته. بعد هم اومدم توی اینترنت گشتم و هر جا که این مطلب پیدا میشه تهش برمیگرده به همون سایت مینت که ادعا کرده از ۲۰۰۶ تا حالا رتبه‌ی چهارم رو داره ولی به هیچ جا استناد نکرده. و این خیلی جالبه!

اصولا با توجه به طبیعت آزاد سیستم‌های لینوکس، راهی برای تخمین دقیق تعداد کاربرانش وجود نداره. همین مسئله در مورد توزیع‌های لینوکس هم صادقه. مخصوصا که ممکنه چندین سیستم‌عامل داشته باشه. به طوری که الان تخمین میزان استفاده از لینوکس از ۱ درصد هست تا ۱۴ درصد! یکی از معدود جاهایی هم که آمار مقایسه توزیع‌های مختلف رو میده سایت distrowatchه که البته اونم معیارش فقط تعداد بار کلیک‌هاییه که توی این سایت روی اسم اون توزیع میشه که عملا به درد نمیخوره. هر چند اون جا الان مدتیه فدورا دومه (یکی از حدس‌های من اینه که مینتی‌ها فدورا رو سیستم خانگی محسوب نمیکنن و کلا نادیده میگیرن!).
من جای دیگه‌ای آمار خاصی ندیدم. در بین توزیع‌ها هم حداقل تا جایی که من دیدم تنها توزیعی که یه سری آمار ارائه میده و راه به‌دست اومدن اون‌ها رو هم دقیقا توضیح داده (براساس تعداد آی‌پی‌های یکتایی که به مخازن فدورا وصل میشند، که البته مشکلات خودش رو داره) فدوراست. تو این صفحه میتونید شرحش رو ببینین که تعداد کل اتصال‌هاش الان حدود ۲۴ ملیونه.
البته شنیدم اوبونتو قصد داره یه بسته توی لینوکس‌هاش (البته فکر کنم فقط توی نسخه‌های OEM به صورت پیش‌فرض میذاره) بذاره که مرتب یه علامت بدن به شرکت که من هستم. برای شمارش تعداد نسخه‌های OEM که بعد از فروش همچنان استفاده میشند. و البته این بسته توی مخازن اوبونتو خواهد بود و هر کسی میتونه نصبش کنه.

در هر صورت، یکی از نکاتی که اخیرا شدیدا توی این جشن و همچنین توی لاگ‌های تهران و اصفهان دیده میشه مظلوم واقع شدن بیش از حد فدوراست! اصلا آدم میگه فدورا یه جوری بهش نگاه میکنن انگار گفته ویندوز! ؛) من خیلی وقت بود که تصمیم گرفته بودم تبلیغ فدورا نکنم (به یک سری دلایل!) ولی دارم حس میکنم بنده خدا خیلی مظلوم واقع شده. خلاصه تصمیم دارم یکمی شروع به تبلیغم بکنم، و البته همزمان هم گیر داده به این برنامه‌ی مدیر بسته‌ی گرافیکی فدورا و یه ۵-۶ تا باگ گزارش کردم و امیدست که به زودی برای کاربرهای کم‌سرعت اینترنت دلچسب‌تر گردد! (و پشتیبانیش از مخازن تقسیم‌شده روی یه سری سی‌دی/‌دی‌وی‌دیش هم اصلاح شد).
پست بعدیم هم احتمالا «چرا فدورا؟» خواهد بود (البته دقیق‌ترش اینه: چرا من فدورا رو انتخاب کردم)

و در پایان، داریم برای برگزاری جشن(یا مراسم!) انتشار پارسیدورا آماده میشیم... هر چند فدورا ۱۴ بتا همین روزا منتشر میشه ولی خب! از نسخه‌های بعدی سعی می‌کنیم با تأخیر خیلی کمی نسبت به فدورا منتشر بشیم. :)

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

خبر!

۱. broadcom درایور کارت‌های وایرلس نسبتا جدید به بعدش رو به صورت کاملا کد باز ارائه داد. البته در حال ارائه دادنه. این خبر خیلی خوبیه مخصوصا با توجه به زیاد بودن این نوع چیپست‌ها (تقریبا تمام لپ‌تاپ‌های دل که اخیرا دیدم از این چیپست‌ها استفاده میکنند.). بنابراین، حداقل برای سیستم‌های جدید به زودی دیگه نیازی به نصب درایورهای وایرلس اضافه نیست و تقریبا همه‌ی کارت‌های وایرلس بدون هیچ کار خاصی تو لینوکس کار میکنند. اوضای دنیای وایرلس که داره خوب میشه، اوضاع دنیای گرافیک هم با توجه به سیاست جدید AMD/ATI و از اون طرف هم درایور در حال پیشرفت nouveau داره بهتر میشه... کلا اوضاع پشتیبانی سخت‌افزارها لینوکس داره خیلی بهترتر میشه :)

خبر اصلی در osnews



۲. همایش روز آزادی نرم‌افزار (در اصفهان) (تهرانم هست البته! ولی خب من به احتمال زیاد توی اصفهانش شرکت میکنم :) )



۳. جشن انتشار پارسیدورا

فکر میکردم در مورد پارسیدورا نوشتم، ولی ظاهرا فارسی ننوشتم! در هر صورت برای اطلاعات کامل‌تر میتونید یه نگاهی به این‌جا بندازین. خلاصه! بعد کلی بالا پایین شدن و عقب جلو شدن زمان انتشار، الان قراره یه جشن انتشار داشته باشیم (البته قرار بود با جشن انتشار فدورا ۱۳ با هم باشه ولی خب چون همچین یه ذره از انتشار فدورا گذشته دیگه شده جشن انتشار پارسیدورا). زمانش هم قراره ۵شنبه ۸ مهر باشه، خبر دقیق‌ترشم این‌جاست.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

خرید بلیط!

بار اول:
- من: ببخشید بلیط می‌خواستم
- اون: کجا؟
- تهران
- (کاملا جدی) کجای تهران؟
- (تو دلم: مگه به جز ۲ تا ترمینال جای دیگه‌ایم میرن؟!) .... ؟! ... D: .. اصفهان!
- :)
- :)

******

بار دوم:
(یک آقا پشت صندوق، یک خانم این طرف که معمولا بلیط سفارش میدن، اصولا این خانم اینجا نبود بار اوله این‌جاست).
من: ببخشید یه بلیط اینترنتی خرید کرده بودم
خانم: برا کجا؟
من: ۱۲ تهران
خانم: رزرو کردین؟
من: نه خرید کردم
خانم (با استرس!): نام؟
من: وطن‌خواه
خانم: نه اسم خودتون!
من: وطن‌خواه!
خانم: ...... آهان! (بعد یکمی به کیبور ور میره)
آقا: آقای هدایت؟
من: بله!
خانم: خب؟!
من: ؟!
خانم: رسید اینترنتی رو مگه چاپ نکردین؟
من: ؟! برا چی؟
خانم: خب مگه نگفت چاپ کنید؟
من: اون که برای خودمونه... یعنی اون جا بلیطه؟
خانم: خب باید اونو چاپ کنید دیگه... حالا نمیخواد همین‌طوری برین سوار شید دیگه
(من تو دلم: اون آقاهه ظاهرا یه کارایی داره میکنه... یکمی کشش بدم ببینم چی میشه!)
من: پس باید رسیده رو پرینت کنم بعد از این؟! (باز تو دلم: تا حالا که هر چی بلیط میخریدیم بعد میومدیم بلیط کاغذیش رو هم میگرفتیم!)
خانم: بله دیگه شما همون اینترنتیه رو چاپ میکنید میرین تو... شماره صندلیتو بلدی؟
من: بله!
خانم: خب دیگه برین همین‌طوری تو... باید همون اینترنتیه رو چاپ کنید...
آقا یه بلیط میذاره رو میز رو به من: بفرما
خانم: ... اهان بفرمایید اینه!
من: ممنون!

* اون خانم با این که نمیدونست چی به چیه ولی اعتماد به نفس بالایی داشت!
** نمیدونم چرا اون آقاهه زبونش نمیچرخید یه چی بگه به اون خانمه!