۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

فدورا ۱۷!

چند وقتیه نیستم این دو رو برا! که خب به خاطر یه مقداری بی‌برنامگی و مشغولیت و این چیزاست. الانم راستش خیلی آمادگی نداشتم ولی دیگه دلم نیومد هیچی نذارم مخصوصا که فردا فدورا ۱۷م میادش. :) برای همین گفتم یه مطلب کوچیک در مورد فدورا ۱۷ بذارم لااقل.

فدورا ۱۷ فردا میاد، با یه عالمه تغییرات و امکانات جدید... اما خب اکثرش خیلی قابل دیدن نیست. برای همین بعد از نصبش نباید انتظار داشته باشید خیلی چیز متفاوتی نسبت به فدورا ۱۶ ببینین!

اما خب، بد نیست ۲-۳ موردش رو بگم و برم؛
یکیش که GIMP 2.8ه که خب بعد از مدت‌ها یه نسخه‌ی جدید از gimp اومد. میگن این نسخه روی یه پایه‌ی جدیده (gegl فکر کنم!) که قابلیت‌های خوبی داره و توی gimpe 2.10 چیزهای جالبی ازش می‌بینیم. علاوه بر اون می‌شه تغییرات جزئی رو توی ظاهر گنوم و GTK جدید دید (مثلا ظاهرا نوار لغزش):


یکی دیگه هم اینه که توی نسخه‌ی ۲.۸ KDE بعد از مدت‌ها دوباره زبان فارسی به این محیط رومیزی اضافه شد. در واقع توی فدورا/ردهت این اولین باره که KDE هم زبان فارسی داره (اون قدیم که یه مدت یه سری ترجمه‌ی فارسی به KDE 3 اضافه شده بود نمیدونم به چه دلیل توی ردهت نذاشته بودنشون).


نکته‌ی آخر هم این کمک تایپ زبان انگلیسیه که به فدورا ۱۷ اضافه شده و قابلیتش شبیه T9 موبایل‌هاست. البته برای کسایی که تایپشون سریعه یه مزاحم بیشتر نیست! ولی خب شاید زد به سرم رو نسخه‌ی فارسیش کار کردم :)


این نسخه از فدورا با گنوم ۳.۴ میاد و از جمله قابلیت‌هاش هم قابلیت اجرای گنوم شل بر روی CPU به جای کارت گرافیک برای سیستم‌هاییه که کارت گرافیک ضعیفی دارند یا درایور درست و حسابی ندارند!
البته قابلیت‌های جدید دیگه‌ای هم توی فدورا ۱۷ هست مثل gcc 4.7 و نسخه‌ی آخر (هنوز منتشر نشده‌ی!)‌ Eclipse، و یه ارتقای عمده از روبی ۱.۸.۷ به روبی ۱.۹.۳، شاخه‌ی tmp/ مجزا برای بعضی سرویس‌ها (که از نظر امنیتی قابلیت مهمیه)، استفاده از mingw64 برای تولید برنامه‌های ۳۲ و ۶۴بیتی ویندوزی، و قابلیت راه‌اندازی بدون دردسر multi-seat.

۱۳۹۱ فروردین ۴, جمعه

نوروز ۱۳۹۱ مبارک!

خب! سال ۹۰م با همه‌ی اتفاقاش تموم شد و رفت. اول از همه، شروع سال جدید رو به همه تبریک می‌گم و امیدوارم سالی پر از شادی و موفقیت، همراه با سلامتی داشته باشیم!


 وقتی عید میشه باید خوشحال باشیم به خاطر شروع سال جدید و فصل بهار و این چیزا :) ولی یه کوچولو هم اضطراب همراش هست... از این که یه سال دیگه از عمرم به سرعت گذشت، و از این که چقدر از این زمان گذشته به خوبی استفاده کردم؟! این که میگن زندگی دنیا کوتاهه واقعا حقیقته... هنوز باورش برام سخته که اینقدر سریع داره می‌گذره. و چیزایی که یه وقتی خیلی براش ناراحت یا خوشحال بودم چقدر زود تو خاطر آدم اهمیتش کم میشه (هر چند شاید بعضیش اگه یه طور دیگه بود الان وضعیتم خیلی متفاوت میشد).
بگذریم، به هر حال فکر کنم حیفه که این روزا آدم خوشحال نباشه! اون قسمتای ناراحتیش رو بیشتر باید گذاشت برای روزهای آخر سال! الان دیگه وقت جشن گرفتن بهار و سال جدیده :)

سال پیش اتفاقای خوب و بد زیادی برام افتاد... ولی خب کلا سال خوبی بود. مخصوصا آخرش! این سال با این که نیمه‌ی دومش یکمی اوقاتمو تلخ کرد ولی خب به‌جاش آخرش تلافی کرد :) یه جورایی میشه گفت بعد از تولد و مرگ، مهم‌ترین اتفاق زندگیم توی چند روز آخر سال پیش افتاد، در نتیجه سال ۹۰ سال خیلی خاصیه برام (که امیدوارم خیر باشه) و باعث شد سال ۹۱ یه سال خیلی خیلی جدید باشه برام. خلاصه بعد از این دیگه خیلی مجردا رو تحویل نمی‌گیرما، گفته باشم! ؛) D:

۱۳۹۰ بهمن ۲۹, شنبه

اصفهان



خیلی وقته که هر دفعه میام اصفهان و تو خیابونام یادم میفته که تصمیم داشتم در مورد یه سری کارای شهرداری بنویسم. امروز صبح باز یادم افتاد و دیگه الان اومدم! بله... یه سری کارایی کردن و می‌کنن تو اصفهان که جالبن (بعضیشم نیستن!). مثلا این تبلیغات آموزشی که به صورت پوستر توی خیابون‌ها زدن و یا توی ایستگاه اتوبوس‌ها کشیدن. مثل تبلیغات بهداشتی: نخوردن مایعات گرم توی ظروف یک‌بار مصرف، سعی در عدم استفاده از ظروف پلاستیکی و کاهش آلودگی پلاستیکی؛ رعایت مقررات: عبور از خط‌کشی و ایستادن پشت چراغ و چیزای دیگه؛ نکات اخلاقی: مثل لبخند زدن و سلام کردن و ... . خیلی از این کارشون خوشم میاد و امیدوارم تأثیر هم داشته باشه. فکر می‌کنم هم می‌تونه تأثیر داشته باشه مخصوصا روی بچه‌ها البته اگه بزرگ‌ترا خراب‌کاری نکنن!

چند وقت پیش هم دیدم توی اتوبوس یه سری مطالب آموزشی گذاشتن و خیلی هم خوب سعی کرده بودن در قالب طنز مسائل رو بیان کنن.

یه اتفاق دیگه که چند وقت پیشا توی اصفهان افتاده، راه‌اندازی خطوط سریع اتوبوس (BRT)ه. اون اوایل که قرار بود راه بندازن حس خوبی نداشتم چون این قسمت کلی بلوار قشنگ داشت و اگه مثل تهران می‌خواستن بلوارها رو با خطوط BRT جایگزین کنن خیلی خیلی حیف بود! از طرفی هم خیابون اونقدرها وسیع نبود که بخوان یه قسمتش رو برای BRT جدا کنند و فکر می‌کردم مشکل ترافیکی ایجاد می‌کنه. خلاصه از یک طرف بدم نمیومد BRT داشته باشیم اما از طرف دیگه بلوارها رو هم دوست داشتم!
فعلا که بلوارها سر جاشه و خیابون رو کوچیک کردن. خب یه مقداری ترافیک رو برده بالا، فقط امیدوارم اونقدرا مشکل‌زا نشه که به خاطرش بلوارها رو خراب کنن.
ایستگاه‌های BRTمون هم خیلی قشنگ‌تر از ایستگاه‌های تهرانیاست! ؛) البته به قول یکی از بچه‌ها ساختش خیلی بیشتر طول کشید ولی به نظرم ارزشش رو داشت. ایستگاه‌های BRT اصفهان که با سنگ و آجر ساخته شده و یه مغازه کوچیک هم بعضیاش داره خیلی از ایستگاه‌های طلقی!ه تهران بهتره و به فضای اصفهان هم می‌خوره. راستی اون اوایل هم که تازه ایستگاه‌ها ساخته شده بود و هنوز دستگاه‌های ورودی ایستگاه‌ها - که کارت بلیط رو باید بگیرن و هزینه اتوبوس رو کم کنند - توی ایستگاه‌ها نصب نشده بود، در یک اقدام نه چندان اصفهانی! (البته حداقل در ظاهر! چون هزینه‌های ترافیکی و غیره رو هم باید در نظر گرفت) اتوبوس‌های BRT به صورت رایگان سرویس می‌دادند و اتوبوس‌های دیگه توی اون خط‌ها حذف شده بودن که این هم کار جالبی بود :) هر چند الان با حذف بعضی خطوط، هزینه‌ی حمل و نقل یک سری از مسیرها افزایش بعضا قابل توجهی هم کرده...

در پایان، این عکسم امروز گرفتم از یک «مرکز تخصصی لب‌تاپ»!


نمی‌دونم چرا این بلاگر چرا امروز اینقدر اذیت کرد و مجبور شدم دستی عکس بذارم؟!! :(

۱۳۹۰ آذر ۶, یکشنبه

یک کیلو بایت چند بایته؟!

اگه گفتین یه کیلوبایت چند بایته؟! حالا تا (شاید) دارین فکر می‌کنید یکمی صحبت متفرقه:

یکی این که نرم‌افزارهای ساغر و jcal رفتن تو فدورا! البته فعلا توی مخازن updates-testing فدورا ۱۵ و ۱۶ هستن و به زودی وارد مخازن اصلی میشن. و البته اگه نصبش کنید و این‌جا و این‌جا تایید کنید (یا با استفاده از دستور و بسته‌ی fedora-easy-karma) که درست کار می‌کنه زودتر وارد مخازن اصلی میشه. به هر حال، فعلا این شکلی میشه نصبش کرد:
yum --enablerepo=updates-testing install Saaghar
yum --enablerepo=updates-testing install jcal

*****

راستی اگه اشتباه نکنم قراره سه‌شنبه یه ارائه در مورد LaTeX و XeLaTeX توی تهران لاگ بدم! تو خود سایت که هنوز نزدن گفتم خودم تبلیغ کنم ؛)

*****

خب چند بایت بود؟ بله... ۱۰۰۰ بایت. البته قدیما ۱۰۲۴ بایت بودا ولی اون مال قدیما بود. الان دیگه ۱۰۰۰ بایته. دقیقا مطابق با استانداردهای SI. یعنی یه مگابایت هم ۱۰۰۰ کیلوبایته و یه گیگابایت هم ۱۰۰۰ مگابایته و به همین ترتیب! 
توی وسایل الکترونیکی هم، برای یه سری از وسایل مثل حافظه‌ی اصلی (RAM) از واحدهای قدیمی استفاده میکنند اما توی وسایل ذخیره‌سازی مثل هارد دیسک‌ها، فلش‌ها و ... از واحد جدید استفاده می‌کنن. برای CDها از واحد قدیم استفاده میشه (یعنی یه سی‌دی ۷۰۰ مگابایتی از واحدهای ۱۰۲۴تایی استفاده می‌کنه) اما برای DVDها از واحد جدید استفاده می‌کنن. برای همین یه دیسک دی‌وی‌دی ۴.۷ گیگابایتی دقیقا ۴۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰ یا ۴۷ با ۹ تا صفر بایت فضای ذخیره سازی داره. به همین ترتیب یه هارد ۵۰۰ گیگابایتی هم ۵۰۰ با ۹تا صفر بایت جا داره. اسم اختصاری این واحدها هم به صورت KB، MB و GB نشون داده میشه. 
خب حالا اسمی برای ۱۰۲۴ بایت داریم؟! بعله! کیبی‌بایت (KibiByte)! و به همین ترتیب مبی‌بایت(MebiByte) برای ۱۰۲۴ کیبی بایت و گیبی‌بایت(GibiByte) برای ۱۰۲۴ مبی‌بایت. واحدهای اختصاریش رو هم به صورت KiB، MiB و GiB نمایش می‌دن (اگه توی گنو/لینوکس دقت کنید این علائم رو بعضی جاها می‌بینین). برای اطلاعات بیش‌تر هم می‌تونید به صفحات گیگابایت و گیبی‌بایت توی ویکی‌پدیا مراجعه کنید.

۱۳۹۰ آبان ۲۴, سه‌شنبه

پایان دانشگاه؛ ویندوز ۷، پارتیشن‌ها و لینوکس

خب دانشگاه تموم شد! این قسمتش خیلی خوبه. اما دفاع، من انتظار نداشتم دفاع خیلی خوبی بشه اما چیزی که اتفاق افتاد در مقابل چیزی که انتظارش رو دارم افتضاح بود! هنوزم باورم نمیشه با یه همچین برخوردی مواجه بشم؛ حتی تا بعد از دفاعم با توجه به موارد مشابه فکر نمی‌کردم این طوری بشه! یعنی تا جایی که حتی چشم دیدن ۲-۳ نمره‌ی تشویقی آدم رو هم نداشته باشن!! الان از ته دل می‌خوام یه سری فحش رکیک نثار اساتید محترم حاضر بکنما... حیف که دست و پایمان بستست! استاد راهنمای محترم هم اصرار دارن که همه‌ی تقصیرها رو بندازن گردن داورها ولی با توجه به یه سری نکات و شواهد اگه مشکل اصلی خودش باشه اصلا تعجب نمی‌کنم... در هر صورت جایی برای اطمینان باقی نمونده. خیلی حس خوبی نداره که یه نفر جلوی آدم به نظر مهربون و دلسوز بیاد ولی تا روتو برمی‌گردونی شمشیرو از رو ببنده...
بگذریم! (یعنی سعی می‌کنم بگذرم)! به هر حال بهتره آدم فکر و اعصابشو بذاره برای آدما و اتفاقایی که ارزششو دارن تا کسایی که از روی غرور (و احتمالا چیزایی که من خبر ندارم!) حاضرن چیزایی که حتی اعتبار خودشونم ازش می‌گیرن زیر سوال ببرن تا کار تو رو کوچیک جلوه بدن...

*****

من اصولا تا الان همیشه به کسایی که می‌خواستن یه توزیع گنو/لینوکس نصب کنن توصیه می‌کردم که کوچیک کردن پارتیشن‌های ویندوزیشون رو توی خود ویندوز انجام بدن و بعد لینوکس رو نصب کنن (برای این که اگه مشکلی اومد بد و بیراهش برای خود ویندوز باشه نه لینوکس D:). چند وقت پیش یه نفر مراجعه کرد بهم که بعد از کوچیک‌کردن پارتیشن ویندوزیش توی ویندوز ۷، پارتیشن‌هاش «قهوه‌ای» شده بودن. بعد از این که سیستمش رو دیدم متوجه شدم که کل هاردش به اصطلاح ویندوز از یه «دیسک ابتدایی (Basic Disk)» تبدیل شده به «دیسک پویا (Dynamic Disk)». اول فکر کردم که شاید یه جایی اشتباهی این کار رو کرده ولی بعد از جستجو مشخص شد که نه، خود ویندوز ۷ بعد از کوچیک کردن پارتیشن واقعا این کار رو می‌کنه. البته یه چیزی که الان نمی‌دونم اینه که همیشه این کار رو می‌کنه یا چون این فرد قبل از کوچیک‌کردن ۴ تا پارتیشن اولیه (Primary Partition) داشته و یکی از پارتیشن‌هاش رو کوچیک کرده و ویندوز دیده که این شخص تو این حالت دیگه نمی‌تونه پارتیشن معمولی جدید ایجاد کنه برداشته و زده کل هاردش رو تبدیل کرده به دیسک پویا. به هر حال، نکته‌ی اخلاقی روز این که: «توی ویندوز ۷ ترجیحا پارتیشن‌هاتونو کوچیک نکنید»! البته اگه کسی کوچیک کرده و این اتفاق نیفته (که نشون میده فقط وقتی پارتیشن عادی جدید نشه ایجاد کرد ویندوز این کارو میکنه)، بگه!
دیسک‌های پویای ویندوز یه جورایی معادل همون LVMیه که ما توی لینوکس داریم: یعنی یه سیستم پارتیشن‌بندی منطقی و نرم‌افزاری به جای مدل سنتی. که امکاناتی مثل RAID نرم‌افزاری هم میده. 
مشکل اساسی دیسک‌های پویای ویندوز اینه که هر چند هسته‌ی لینوکس ازشون پشتیبانی می‌کنه، تا جایی که می‌دونم هیچ کدوم (یا حداقل خیلی) از توزیع‌های گنو/لینوکس نصب روی این سیستم رو پشتیبانی نمی‌کنن.

*****

متاسفانه ویندوز فقط دیسک‌های ابتدایی رو خیلی راحت تبدیل می‌کنه به دیسک‌های پویا و تبدیل برعکس رو انجام نمیده. بعد از کلی گشتن به یه سری نتیجه رسیدم:
۱. یه سری نرم‌افزارهایی که این کارو میکنن. که البته ظاهرا همش نیاز به خریدن داشت.
۲. یه راه حل که جزء توصیه‌های خود سایت مایکروسافته تغییر دادن چند بایت از اول دیسک با یه ویرایشگر باینری شونزده شونزدهیه (hex editor)!!
۳. در حالی که دیگه داشتم به رسیدن به نتیجه‌ی بهتر ناامید می‌شدم، یه جا یه راه حل خوب پیدا کردم: استفاده از testdisk خودمون! و کاملا هم بدون نقص کارو انجام داد و پارتیشن‌ها رو برگردوندم باهاش به حالت یه دیسک عادی.

در پایان، سر یه مسئله‌ای باید بوت لودر ویندوز رو درستش میکردیم. اگه درست یادم باشه فقط کافی بود که پارتیشن اول رو به عنوان پارتیشن بوت علامت بزنیم (یادم رفته بود موقعی که با testdisk برمی‌گردونم این کارو بکنم). بعد گفتم جهنم بذار با خود ویندوز برگردونیم دیگه این کار که ازش برمیاد! ولی چشمتون روز بد نبینه، مد ریکاوری ویندوز خیلی کم‌عقل‌تر از این حرفا بود. حتی متوجه نشد که یه ویندوز رو سیستم هست. بعدم گفت من یه مشکلی بود حل کردم یه ریبوت کن حله! اما بعدش دیگه بدتر شد و حتی دستی هم بالا نمیومد ویندوزش. بعد از کلی سر و کله زدن متوجه شدم که ویندوز «باهوش» به جای این که یه علامت بوت بزنه روی پارتیشن اول، اون رو کلا پاک کرده و یه پارتیشن که پاک کرده بودیم رو برگردونده و حالا ننه من غریبم بازی در میاره! این شد که در نهایت بی‌خیال ویندوز شدم و مجددا با همون فدورای خودم و testdisk درستش کردم کلا. فقط یه توصیه: اگه رفتین تو حالت ریکاوری ویندوز، استفاده از خط فرمانش به جای ابزارهای startup recoveryش شدیدا توصیه میشه! چون این ابزار خودکارش تا الان توی چندین تجربه‌ای که من داشتم بیشتر خراب‌کاری کرده تا تعمیر. یه جوری از شرش خلاص شین (متاسفانه ویندوز اصرار داره که ازش استفاده کنید!) و بعد برین توی command promptش و از bootrecش استفاده کنید حداقل ظاهرا خیلی سر خود فعالیت نمی‌کنه!!
راستی این تبدیل دیسک پویا به دیسک معمولی با testdisk ممکنه فقط وقتی جواب بده که قبلش از دیسک معمولی تبدیل شده باشه به پویا. اگه از اول پویا ساخته شده باشه ممکنه جواب نده (حالا این که اصلا میشه یا نه رو نمیدونمP: )

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

عیدتون مبارک! :)

خب خب خب! عید قربان گذشته و عید غدیر آینده مبارک! امیدوارم که خدا حسابی شادی و سلامتی نصیب هممون بکنه. :)
همچنین اومدن فرخنده‌ی فدورا ۱۶ رو هم به همتون تبریک میگم!! ؛) این نسخه شاید خیلی ویژگی خاصی نداشته باشه ولی کلا از ۱۵ بهتره و این یکی دو هفته‌ای که اومدم روش کاملا راضی هستم. قشنگ‌تر و سریع‌تر شده. فقط باید در اولین فرصت خودمو از LVM خلاص کنم چون با توجه به این که تقریبا کل هاردم دست لینوکسمه دیگه خیلی مزیتی برام نداره و از طرف دیگه با حذفش میشه سرعت بالا اومدن سیستم و کلا سرعت دسترسی به دیسک رو سریع‌تر کرد.

****

این چند وقت تهران حسابی بارون و برف داشته. از بس نرفتم اصفهان هر چی آب جمع شده بود اصفهان بباره پا شده اومده تهران D: بابا یکمی صبر می‌کردی میومدم خب P: امیدوارم اصفهانم بارون بیاد یکمی بیشتر رودخونه داشته باشیم!
****

خب این‌طور که بوش میاد قراره شنبه من و دانشگاه از شر هم راحت شیم! البته روز سختی خواهد بود ولی فکر کنم (امیدوارم!) بعدش دیگه راحت شم D: دفاعم قراره شنبه ساعت ۶ باشه، ولی با توجه به شرایط و قرائن خیلی دعوت نمی‌کنم تشریف بیارین! P: ان‌شاالله بعدا جبران می‌کنم و برای جشن پارسیدورا یا فدورا دعوتتون می‌کنم ؛) فقط امیدوارم به خیر و خوشی تموم شه. ظاهرا داورهایی که دارم همچین کمی تا قسمتی خطرناک هستن D:

****
در حالی که حتی یک قلم ایرانی نداریم که با رعایت قواعد و به صورت تر و تمیز منتشر شده باشه، مرکز تحقیقات در پردازش زبان اردوی پاکستانی‌ها یک سری قلم از جمله قلم تحریر و یه قلم نستعلیق منتشر کرده که خیلی راحت هم وارد فدورا شده (توسط این آقا). بدیش اینه که بعضیش یه مقداری با بعضی حروف مشکل دارن و بعضی هم خیلی برای ما قشنگ به نظر نمیان. اون‌وقت دبیرخانه‌ی شورای اطلاع‌رسانی ایران مثلا قلم نستعلیق و چند مورد دیگه رو آزاد منتشر کرده ولی هیچ‌کدوم نه سایت درست حسابی دارن نه گواهی استفاده‌ی مشخص! فعلا تنها امیدم اینه که بشه قلم‌های Iranian Sans و Iranian Serif رو ببرم تو فدورا هر چند این دو هم از مشکلات گفته شده رنج می‌برند (اگه تونستین یه جای درست حسابی برای دانلودشون پیدا کنید!).
اطلاعات بیش‌تر هم در مورد وضع داغون قلم‌های فارسی رو می‌تونید این‌جا ببینین.