‏نمایش پست‌ها با برچسب فدورا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فدورا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ فروردین ۱۳, سه‌شنبه

پست شروع ۹۲!

سلام!
این یه پست الکیه P: سال نو مبارک اول.
دوم که دارم میرم برای مسابقات تهران برای یک هفته‌ای.
سوم هم اوایل عید دومین برنامم رو برای N9 آماده کردم که البته یه برنامه‌ی کوچیکه و عمدتا با QML و جاوااسکریپت نوشته شده. تجربه‌ی خوبی بود.
البته خیلی اوضاع امیدوار کننده نیست. نوکیا که خب هیچ! یولا (Jolla) هم که تاریخ انتشار گوشیش رو انداخته برای آخر ۲۰۱۳ و در نتیجه این هم خیلی بهش امیدی نیست. اگه واقعا بهار امسال میدادن خیلی خوب بود. BlackBerry هم که به نظر میاد خیلی اوضاع مناسبی نداره. اوبونتو فون هم که نمیدونم مگه این که اون یه گوشی منتشر کنه. نکته‌ی مثبت همه‌ی این‌ها هم اینه که پلتفرمشون خیلی به N9 نزدیکه (البته به جز BlackBerry که شباهتش توی Qt/QMLه و سیستم‌عامل متفاوتی داره).
چهارم هم که به نظر می‌رسه دارم وقتم رو از دست میدم. باید هر چه سریعتر به آینده فکر کرد. باید کمتر وقتم رو صرف کارهای متفرقه کنم و تمرکزم رو روی آینده و راه اون بگذارم.
پنجم هم که این پارسیدورا ۱۸ ماست که مدتیه تو خم یه کوچه مونده اون هم به خاطر یه مشکل توی مخازن به‌روز رسانی فدورا ۱۸ که هنوز پیداش نکردم.
ششم هم فعلا بسه! به امید این که همچنان زنده و سالم باشیم تا پست بعدی. P:
خدانگهدار
شاید امسال بیشتر به‌روز بشه اینجا.

۱۳۹۱ خرداد ۹, سه‌شنبه

فدورا ۱۷!

چند وقتیه نیستم این دو رو برا! که خب به خاطر یه مقداری بی‌برنامگی و مشغولیت و این چیزاست. الانم راستش خیلی آمادگی نداشتم ولی دیگه دلم نیومد هیچی نذارم مخصوصا که فردا فدورا ۱۷م میادش. :) برای همین گفتم یه مطلب کوچیک در مورد فدورا ۱۷ بذارم لااقل.

فدورا ۱۷ فردا میاد، با یه عالمه تغییرات و امکانات جدید... اما خب اکثرش خیلی قابل دیدن نیست. برای همین بعد از نصبش نباید انتظار داشته باشید خیلی چیز متفاوتی نسبت به فدورا ۱۶ ببینین!

اما خب، بد نیست ۲-۳ موردش رو بگم و برم؛
یکیش که GIMP 2.8ه که خب بعد از مدت‌ها یه نسخه‌ی جدید از gimp اومد. میگن این نسخه روی یه پایه‌ی جدیده (gegl فکر کنم!) که قابلیت‌های خوبی داره و توی gimpe 2.10 چیزهای جالبی ازش می‌بینیم. علاوه بر اون می‌شه تغییرات جزئی رو توی ظاهر گنوم و GTK جدید دید (مثلا ظاهرا نوار لغزش):


یکی دیگه هم اینه که توی نسخه‌ی ۲.۸ KDE بعد از مدت‌ها دوباره زبان فارسی به این محیط رومیزی اضافه شد. در واقع توی فدورا/ردهت این اولین باره که KDE هم زبان فارسی داره (اون قدیم که یه مدت یه سری ترجمه‌ی فارسی به KDE 3 اضافه شده بود نمیدونم به چه دلیل توی ردهت نذاشته بودنشون).


نکته‌ی آخر هم این کمک تایپ زبان انگلیسیه که به فدورا ۱۷ اضافه شده و قابلیتش شبیه T9 موبایل‌هاست. البته برای کسایی که تایپشون سریعه یه مزاحم بیشتر نیست! ولی خب شاید زد به سرم رو نسخه‌ی فارسیش کار کردم :)


این نسخه از فدورا با گنوم ۳.۴ میاد و از جمله قابلیت‌هاش هم قابلیت اجرای گنوم شل بر روی CPU به جای کارت گرافیک برای سیستم‌هاییه که کارت گرافیک ضعیفی دارند یا درایور درست و حسابی ندارند!
البته قابلیت‌های جدید دیگه‌ای هم توی فدورا ۱۷ هست مثل gcc 4.7 و نسخه‌ی آخر (هنوز منتشر نشده‌ی!)‌ Eclipse، و یه ارتقای عمده از روبی ۱.۸.۷ به روبی ۱.۹.۳، شاخه‌ی tmp/ مجزا برای بعضی سرویس‌ها (که از نظر امنیتی قابلیت مهمیه)، استفاده از mingw64 برای تولید برنامه‌های ۳۲ و ۶۴بیتی ویندوزی، و قابلیت راه‌اندازی بدون دردسر multi-seat.

۱۳۹۰ آذر ۶, یکشنبه

یک کیلو بایت چند بایته؟!

اگه گفتین یه کیلوبایت چند بایته؟! حالا تا (شاید) دارین فکر می‌کنید یکمی صحبت متفرقه:

یکی این که نرم‌افزارهای ساغر و jcal رفتن تو فدورا! البته فعلا توی مخازن updates-testing فدورا ۱۵ و ۱۶ هستن و به زودی وارد مخازن اصلی میشن. و البته اگه نصبش کنید و این‌جا و این‌جا تایید کنید (یا با استفاده از دستور و بسته‌ی fedora-easy-karma) که درست کار می‌کنه زودتر وارد مخازن اصلی میشه. به هر حال، فعلا این شکلی میشه نصبش کرد:
yum --enablerepo=updates-testing install Saaghar
yum --enablerepo=updates-testing install jcal

*****

راستی اگه اشتباه نکنم قراره سه‌شنبه یه ارائه در مورد LaTeX و XeLaTeX توی تهران لاگ بدم! تو خود سایت که هنوز نزدن گفتم خودم تبلیغ کنم ؛)

*****

خب چند بایت بود؟ بله... ۱۰۰۰ بایت. البته قدیما ۱۰۲۴ بایت بودا ولی اون مال قدیما بود. الان دیگه ۱۰۰۰ بایته. دقیقا مطابق با استانداردهای SI. یعنی یه مگابایت هم ۱۰۰۰ کیلوبایته و یه گیگابایت هم ۱۰۰۰ مگابایته و به همین ترتیب! 
توی وسایل الکترونیکی هم، برای یه سری از وسایل مثل حافظه‌ی اصلی (RAM) از واحدهای قدیمی استفاده میکنند اما توی وسایل ذخیره‌سازی مثل هارد دیسک‌ها، فلش‌ها و ... از واحد جدید استفاده می‌کنن. برای CDها از واحد قدیم استفاده میشه (یعنی یه سی‌دی ۷۰۰ مگابایتی از واحدهای ۱۰۲۴تایی استفاده می‌کنه) اما برای DVDها از واحد جدید استفاده می‌کنن. برای همین یه دیسک دی‌وی‌دی ۴.۷ گیگابایتی دقیقا ۴۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰ یا ۴۷ با ۹ تا صفر بایت فضای ذخیره سازی داره. به همین ترتیب یه هارد ۵۰۰ گیگابایتی هم ۵۰۰ با ۹تا صفر بایت جا داره. اسم اختصاری این واحدها هم به صورت KB، MB و GB نشون داده میشه. 
خب حالا اسمی برای ۱۰۲۴ بایت داریم؟! بعله! کیبی‌بایت (KibiByte)! و به همین ترتیب مبی‌بایت(MebiByte) برای ۱۰۲۴ کیبی بایت و گیبی‌بایت(GibiByte) برای ۱۰۲۴ مبی‌بایت. واحدهای اختصاریش رو هم به صورت KiB، MiB و GiB نمایش می‌دن (اگه توی گنو/لینوکس دقت کنید این علائم رو بعضی جاها می‌بینین). برای اطلاعات بیش‌تر هم می‌تونید به صفحات گیگابایت و گیبی‌بایت توی ویکی‌پدیا مراجعه کنید.

۱۳۹۰ آبان ۲۴, سه‌شنبه

پایان دانشگاه؛ ویندوز ۷، پارتیشن‌ها و لینوکس

خب دانشگاه تموم شد! این قسمتش خیلی خوبه. اما دفاع، من انتظار نداشتم دفاع خیلی خوبی بشه اما چیزی که اتفاق افتاد در مقابل چیزی که انتظارش رو دارم افتضاح بود! هنوزم باورم نمیشه با یه همچین برخوردی مواجه بشم؛ حتی تا بعد از دفاعم با توجه به موارد مشابه فکر نمی‌کردم این طوری بشه! یعنی تا جایی که حتی چشم دیدن ۲-۳ نمره‌ی تشویقی آدم رو هم نداشته باشن!! الان از ته دل می‌خوام یه سری فحش رکیک نثار اساتید محترم حاضر بکنما... حیف که دست و پایمان بستست! استاد راهنمای محترم هم اصرار دارن که همه‌ی تقصیرها رو بندازن گردن داورها ولی با توجه به یه سری نکات و شواهد اگه مشکل اصلی خودش باشه اصلا تعجب نمی‌کنم... در هر صورت جایی برای اطمینان باقی نمونده. خیلی حس خوبی نداره که یه نفر جلوی آدم به نظر مهربون و دلسوز بیاد ولی تا روتو برمی‌گردونی شمشیرو از رو ببنده...
بگذریم! (یعنی سعی می‌کنم بگذرم)! به هر حال بهتره آدم فکر و اعصابشو بذاره برای آدما و اتفاقایی که ارزششو دارن تا کسایی که از روی غرور (و احتمالا چیزایی که من خبر ندارم!) حاضرن چیزایی که حتی اعتبار خودشونم ازش می‌گیرن زیر سوال ببرن تا کار تو رو کوچیک جلوه بدن...

*****

من اصولا تا الان همیشه به کسایی که می‌خواستن یه توزیع گنو/لینوکس نصب کنن توصیه می‌کردم که کوچیک کردن پارتیشن‌های ویندوزیشون رو توی خود ویندوز انجام بدن و بعد لینوکس رو نصب کنن (برای این که اگه مشکلی اومد بد و بیراهش برای خود ویندوز باشه نه لینوکس D:). چند وقت پیش یه نفر مراجعه کرد بهم که بعد از کوچیک‌کردن پارتیشن ویندوزیش توی ویندوز ۷، پارتیشن‌هاش «قهوه‌ای» شده بودن. بعد از این که سیستمش رو دیدم متوجه شدم که کل هاردش به اصطلاح ویندوز از یه «دیسک ابتدایی (Basic Disk)» تبدیل شده به «دیسک پویا (Dynamic Disk)». اول فکر کردم که شاید یه جایی اشتباهی این کار رو کرده ولی بعد از جستجو مشخص شد که نه، خود ویندوز ۷ بعد از کوچیک کردن پارتیشن واقعا این کار رو می‌کنه. البته یه چیزی که الان نمی‌دونم اینه که همیشه این کار رو می‌کنه یا چون این فرد قبل از کوچیک‌کردن ۴ تا پارتیشن اولیه (Primary Partition) داشته و یکی از پارتیشن‌هاش رو کوچیک کرده و ویندوز دیده که این شخص تو این حالت دیگه نمی‌تونه پارتیشن معمولی جدید ایجاد کنه برداشته و زده کل هاردش رو تبدیل کرده به دیسک پویا. به هر حال، نکته‌ی اخلاقی روز این که: «توی ویندوز ۷ ترجیحا پارتیشن‌هاتونو کوچیک نکنید»! البته اگه کسی کوچیک کرده و این اتفاق نیفته (که نشون میده فقط وقتی پارتیشن عادی جدید نشه ایجاد کرد ویندوز این کارو میکنه)، بگه!
دیسک‌های پویای ویندوز یه جورایی معادل همون LVMیه که ما توی لینوکس داریم: یعنی یه سیستم پارتیشن‌بندی منطقی و نرم‌افزاری به جای مدل سنتی. که امکاناتی مثل RAID نرم‌افزاری هم میده. 
مشکل اساسی دیسک‌های پویای ویندوز اینه که هر چند هسته‌ی لینوکس ازشون پشتیبانی می‌کنه، تا جایی که می‌دونم هیچ کدوم (یا حداقل خیلی) از توزیع‌های گنو/لینوکس نصب روی این سیستم رو پشتیبانی نمی‌کنن.

*****

متاسفانه ویندوز فقط دیسک‌های ابتدایی رو خیلی راحت تبدیل می‌کنه به دیسک‌های پویا و تبدیل برعکس رو انجام نمیده. بعد از کلی گشتن به یه سری نتیجه رسیدم:
۱. یه سری نرم‌افزارهایی که این کارو میکنن. که البته ظاهرا همش نیاز به خریدن داشت.
۲. یه راه حل که جزء توصیه‌های خود سایت مایکروسافته تغییر دادن چند بایت از اول دیسک با یه ویرایشگر باینری شونزده شونزدهیه (hex editor)!!
۳. در حالی که دیگه داشتم به رسیدن به نتیجه‌ی بهتر ناامید می‌شدم، یه جا یه راه حل خوب پیدا کردم: استفاده از testdisk خودمون! و کاملا هم بدون نقص کارو انجام داد و پارتیشن‌ها رو برگردوندم باهاش به حالت یه دیسک عادی.

در پایان، سر یه مسئله‌ای باید بوت لودر ویندوز رو درستش میکردیم. اگه درست یادم باشه فقط کافی بود که پارتیشن اول رو به عنوان پارتیشن بوت علامت بزنیم (یادم رفته بود موقعی که با testdisk برمی‌گردونم این کارو بکنم). بعد گفتم جهنم بذار با خود ویندوز برگردونیم دیگه این کار که ازش برمیاد! ولی چشمتون روز بد نبینه، مد ریکاوری ویندوز خیلی کم‌عقل‌تر از این حرفا بود. حتی متوجه نشد که یه ویندوز رو سیستم هست. بعدم گفت من یه مشکلی بود حل کردم یه ریبوت کن حله! اما بعدش دیگه بدتر شد و حتی دستی هم بالا نمیومد ویندوزش. بعد از کلی سر و کله زدن متوجه شدم که ویندوز «باهوش» به جای این که یه علامت بوت بزنه روی پارتیشن اول، اون رو کلا پاک کرده و یه پارتیشن که پاک کرده بودیم رو برگردونده و حالا ننه من غریبم بازی در میاره! این شد که در نهایت بی‌خیال ویندوز شدم و مجددا با همون فدورای خودم و testdisk درستش کردم کلا. فقط یه توصیه: اگه رفتین تو حالت ریکاوری ویندوز، استفاده از خط فرمانش به جای ابزارهای startup recoveryش شدیدا توصیه میشه! چون این ابزار خودکارش تا الان توی چندین تجربه‌ای که من داشتم بیشتر خراب‌کاری کرده تا تعمیر. یه جوری از شرش خلاص شین (متاسفانه ویندوز اصرار داره که ازش استفاده کنید!) و بعد برین توی command promptش و از bootrecش استفاده کنید حداقل ظاهرا خیلی سر خود فعالیت نمی‌کنه!!
راستی این تبدیل دیسک پویا به دیسک معمولی با testdisk ممکنه فقط وقتی جواب بده که قبلش از دیسک معمولی تبدیل شده باشه به پویا. اگه از اول پویا ساخته شده باشه ممکنه جواب نده (حالا این که اصلا میشه یا نه رو نمیدونمP: )

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

عیدتون مبارک! :)

خب خب خب! عید قربان گذشته و عید غدیر آینده مبارک! امیدوارم که خدا حسابی شادی و سلامتی نصیب هممون بکنه. :)
همچنین اومدن فرخنده‌ی فدورا ۱۶ رو هم به همتون تبریک میگم!! ؛) این نسخه شاید خیلی ویژگی خاصی نداشته باشه ولی کلا از ۱۵ بهتره و این یکی دو هفته‌ای که اومدم روش کاملا راضی هستم. قشنگ‌تر و سریع‌تر شده. فقط باید در اولین فرصت خودمو از LVM خلاص کنم چون با توجه به این که تقریبا کل هاردم دست لینوکسمه دیگه خیلی مزیتی برام نداره و از طرف دیگه با حذفش میشه سرعت بالا اومدن سیستم و کلا سرعت دسترسی به دیسک رو سریع‌تر کرد.

****

این چند وقت تهران حسابی بارون و برف داشته. از بس نرفتم اصفهان هر چی آب جمع شده بود اصفهان بباره پا شده اومده تهران D: بابا یکمی صبر می‌کردی میومدم خب P: امیدوارم اصفهانم بارون بیاد یکمی بیشتر رودخونه داشته باشیم!
****

خب این‌طور که بوش میاد قراره شنبه من و دانشگاه از شر هم راحت شیم! البته روز سختی خواهد بود ولی فکر کنم (امیدوارم!) بعدش دیگه راحت شم D: دفاعم قراره شنبه ساعت ۶ باشه، ولی با توجه به شرایط و قرائن خیلی دعوت نمی‌کنم تشریف بیارین! P: ان‌شاالله بعدا جبران می‌کنم و برای جشن پارسیدورا یا فدورا دعوتتون می‌کنم ؛) فقط امیدوارم به خیر و خوشی تموم شه. ظاهرا داورهایی که دارم همچین کمی تا قسمتی خطرناک هستن D:

****
در حالی که حتی یک قلم ایرانی نداریم که با رعایت قواعد و به صورت تر و تمیز منتشر شده باشه، مرکز تحقیقات در پردازش زبان اردوی پاکستانی‌ها یک سری قلم از جمله قلم تحریر و یه قلم نستعلیق منتشر کرده که خیلی راحت هم وارد فدورا شده (توسط این آقا). بدیش اینه که بعضیش یه مقداری با بعضی حروف مشکل دارن و بعضی هم خیلی برای ما قشنگ به نظر نمیان. اون‌وقت دبیرخانه‌ی شورای اطلاع‌رسانی ایران مثلا قلم نستعلیق و چند مورد دیگه رو آزاد منتشر کرده ولی هیچ‌کدوم نه سایت درست حسابی دارن نه گواهی استفاده‌ی مشخص! فعلا تنها امیدم اینه که بشه قلم‌های Iranian Sans و Iranian Serif رو ببرم تو فدورا هر چند این دو هم از مشکلات گفته شده رنج می‌برند (اگه تونستین یه جای درست حسابی برای دانلودشون پیدا کنید!).
اطلاعات بیش‌تر هم در مورد وضع داغون قلم‌های فارسی رو می‌تونید این‌جا ببینین.

۱۳۹۰ مهر ۲۹, جمعه

تقویم شمسی StarCalendar و گنوم‌شل ۳.۰/۳.۲

یه پست کوچیک بزنم و برم (الان اصولا من نباید پای اینترنت باشم)!
تا قبل از گنوم ۳، توی فدورا برای تقویم شمسی میشد از اپلت تقویم جلال (jalali-calendar مولا پهنادیان) استفاده کنیم. اما از فدورا ۱۵ که رفتیم روی گنوم ۳ و در نتیجه گنوم‌شل، دیگه اپلت‌ها قابل استفاده نبودند. برای همین من StarCalendar رو برای فدورا به جای تقویم قبلی بسته‌بندی کردم. متنها به صورت پیش‌فرض شکلک تقویم نمیاد توی نوار بالای صفحه. برای همین یه افزودنی کوچیک براش نوشتم و گذاشتمش توی بسته‌ی starcalی که توی فدورا هست.


اخیرا رفتم روی نسخه‌های تستی فدورا ۱۶ و دیدم که بعله! اون افزودنی دیگه کار نمی‌کنه توی گنوم‌شل ۳.۲. و مجبور شدم یه نسخه مخصوص ۳.۲ درست کنم و بذارم توی بسته‌ی starcal فدورا ۱۶ به بعد. اما از اون‌جایی که تا حالا چندین نفر این افزودنی رو ازم خواستن تصمیم گرفتم اون رو به صورت مجزا هم یه جا بگذارم تا بقیه هم بتونن استفاده کنن. برای همین، هر دو نسخه‌ی این افزودنی برای گنوم ۳.۰ و ۳.۲ رو گذاشتم توی این آدرس. کافیه نسخه‌ی مناسب رو دانلود کنید و بریزین توی شاخه‌ی مربوط به افزودنی‌های گنوم‌شل:
/usr/share/gnome-shell/extensions/ یا
~/.local/share/gnome-shell/extensions

بعدش کافیه شل رو مجددا راه‌اندازی کنید (Alt+F2 و بعد r). بعد از این اگه starcal رو اجرا کنید شکلک مربوط به تقویمش توی نوار بالای گنوم‌شل ظاهر میشه مثل عکسی که گذاشتم :)


۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سه‌شنبه

برنامه‌ی زنجان و اصفهان!

خب بالاخره قطعی شد که اگه خدا بخواد قراره آخر این هفته توی همایش سراسری نرم‌افزارهای آزاد/متن‌باز مهمون زنجانی‌ها باشم :) قراره اون‌جا یه معرفی درست و حسابی از پارسیدورا داشته باشم. بهترین قسمت مربوط به این ارائه اینه که باعث میشه اون‌جا مهمون باشم وگرنه خودش خیلیم مهم نبود ؛) D: البته اگه برا ۴شنبه شب و جمعه شبم نگهمون می‌داشتن خوب بودا! ولی خب جهنم، سعی می‌کنم از همون دو روز و یه شب حداکثر (سوء)استفاده رو بکنم. ؛) حالا از اصل موضوع که بگذریم، قراره یه معرفی نسبتا جامع از پارسیدورا داشته باشم، که خب از معرفی‌های دیگم کامل‌تره و یه مقداری جنبه‌های فنیش رو هم در بر می‌گیره.

اما بعد! برای جشن روز آزادی نرم‌فزار هم قراره اصفهان یه ارائه در مورد لینوکس توکار (Embedded Linux) داشته باشم که امیدوارم چیز جالبی از آب در بیاد. البته قرار بوده ارائش رو خیلی وقت پیش فرستاده باشم ولی خب نفرستادم P: امیدوارم کلمو نکنن! :)

دیگه همین دیگه! به صورت کلی فعلا کمی در بلاتکلیفی و کسلی و تنبلی و این چیزا به سر می‌برم و شدیدا از خودم حس بدی دارم که امیدوارم زودتر برطرف بشه...

۱۳۹۰ مرداد ۱۳, پنجشنبه

پارسیدورا ۱۵

خب به سلامتی نسخه‌ی کاندید (نماینده؟!) انتشار پارسیدورا ۱۵ رو آماده و آپلود کردیم :). نسخه‌ی نهاییش هم اگه خدا بخواد هفته‌ی دیگه. این نسخه یه چیز غافلگیرکننده با خودش آورده: برنامه‌ی شناسایی خودکار سخت‌افزارهایی که نیاز به نصب درایورهای اضافه دارن و نصب اوناست، همونی که توی اوبونتو استفاده میشه. نسخه‌ی نهایی هم به احتمال زیاد علاوه بر این ویژگی و ویژگی‌های جدید دیگه، یه ویژگی خوب دیگه هم خواهد داشت که فعلا ازش صحبتی نمی‌کنم!
امکانات جدید دیگه‌ای هم توی این نسخه هست که همش رو این‌جا قرار نیست بگم، ولی کلا به نظر میاد که پیشرفت‌هایی نسبت به نسخه‌ی قبل داشتیم، و خب همین خودش خوبه.

به احتمال زیاد این نسخه علاوه بر دیسک نصب، یه نسخه‌ی زنده هم خواهد داشت برای کسایی که بخوان راحت‌تر این نسخه رو تست کنن و از امکاناتش استفاده کنند اما نیازی به داشتن یه عالمه نرم‌افزار روی دیسک ندارن و می‌تونن اون‌ها رو از اینترنت دانلود کنن.

فعلا! :)

۱۳۹۰ مرداد ۴, سه‌شنبه

تصمیم کبری!

مدتی بود نبودم. جای شما خالی (خدا نصیب نکنه!) درگیر یک سری مشکلات و این چیزا بودم (و البته یه مقداریش هنوز هم مونده و داره نفس‌های آخرش رو می‌کشه تا یکی دو ماه دیگه...) که اصلا دیگه دل و دماغی برا بلاگ نوشتن نبود. ولی خب... فکرشو می‌کنی تهش می‌بینی ارزش نداره خیلی خودتو ناراحت کنی برا یه سری چیزا.

(مسابقات)
بگذریم! چند وقت پیش هم ۶ روزی رفته بودم برا مسابقات روبوکاپ. در نقش شرکت‌کننده که اتفاق خاصی نیفتاد(P:) اما در نقش برگزار کننده، تجربه‌ی خوب و جدیدی بود. با این که مسابقات داخلی نسبتا زیادی برگزار کرده بودم، ولی این تجربه، کاملا متفاوت بود؛ و می‌تونم بگم خیلی خوش گذشت :). صرف‌نظر از این که تقریبا به خوبی برگزار شد، اتفاقات جالب و شیرینی هم در بینش افتاد که البته گفتنش اونقدرا مزه نداره!

(تصمیم کبری ؛)
مدتیه شدیدا دارم سعی می‌کنم یه هدف انتخاب کنم که بتونم به کمکش در مورد آیندم تصمیم بگیرم. و این کار، کار خیلی سختیه؛ به همین خاطر هم هست که تا الان هی انداختمش عقب (و نتیجش هم اتفاقات نه‌چندان خوشایند این ۲-۳ سال اخیره). حداقل چیزیم که الان باید در موردش تصمیم بگیرم، قدم بعدیه: ادامه تحصیل یا کار (=عدم ادامه تحصیل!). از هر گونه کمک معقول و البته فکر شده هم در این زمینه استقبال می‌کنم. دوست دارم هر کاری که می‌کنم بدونم برای چی دارم انجامش میدم. و طبیعتا علتش هم باید باارزش باشه. اصلا من اومدم که چه کارایی بکنم؟!

دوستان دانش آزادی (برای اطلاعات بیش‌تر این‌جا و این‌جا رو ببینید) عقیده دارند شاید تلاش برای پایه‌گذاری یه همچین سیستمی (یه سیستم به‌اشتراک‌گذاری، آموزش، همکاری، و مهم‌تر از همه تولید دانش و ایده‌پروری، اون هم به صورت کاملا آزاد)، اونم به‌طور خاص این‌جا، می‌تونه از باارزش‌ترین کارهایی باشه که یه نفر الان می‌تونه و باید انجام بده.

نمی‌دونم؛ الان به شدت افکارم قاطی پاتیه و موندم هدف درست چیه. امیدوارم خدا هم کمکی بکنه و راهی رو انتخاب کنم که بعدا از انتخاب‌هایی که این روزا کردم پشیمون نشم.

*******

(یک تجربه)
بگذریم؛ از یه سری چیزای دیگه هم بگذریم... راستی!! یکی از تجربه‌های اخیرم تجربه‌ی تدریس بود. البته تجربه‌ی حل‌تمرینی یا تدریس کلاسی که حالت مدرسه‌ای یا دانشگاهی نداشته باشه قبلا داشتم، ولی تجربه‌ی کلاسی که تهش نمره‌ای باشه و ارزیابی و پاس‌شدن یا افتادن و این چیزا نداشتم... و عجب تجربه‌ی متفاوتی بود! فکر نمی‌کردم حال و هوای چنین کلاسی زمین تا اسمون با کلاس‌های دیگه فرق داشته باشه. شاید قبلا شک داشتم، ولی الان مطمئن شدم که مسلما هدفم تدریس توی یه همچین سیستمی نیست (این که تحصیل توی یه همچین سیستمی رو هم دوست ندارمو که مدتی هست فهمیدم!).

*******

(پارسیدورا)
بازم بگذریم! با توجه به این که بالاخره فرصتی برای نفس کشیدن پیدا کردم (دارم سعی می‌کنم بعد از این نذارم این فرصت ازم گرفته بشه، هر چند یه مدت طول می‌کشه!)، رفتم سراغ تولید پارسیدورا ۱۵ که دیگه بیش‌تر از این دیر نشه چون ۲ماهی هست که از انتشار فدورا ۱۵ می‌گذره.
البته با توجه به تغییرات قابل توجه فدورا ۱۵ (رفتن به گنوم ۳)، مقداری تاخیر توی انتشار پارسیدورا ۱۵ طبیعیه! خلاصه این چند روز مشغول بودم با تغییرات بسته‌ها براساس گنوم جدید و یه سری بهبودها و رفتن از اپلت تقویم جلالی به starcalendarو اضافه کردن یه سری بسته‌های درخواستی و در نهایت کوچک‌کردن حجم در حد یک دی‌وی‌دی (با حذف یک سری بسته‌های ناخواسته)؛ که در نهایت همین ۲ ساعت پیش یه تست موفقیت آمیز انجام دادم (تنها مشکل این بود که برنامه‌ی نصب فکر می‌کرد این نسخه یه نسخه‌ی آزمایشیه که باید درستش کنم). :) میشه گفت نسخه‌ی ۶۴ بیتی تقریبا آمادست. فقط یکمی منتظر میشم ببینم دوستمون می‌تونه تقویم فارسی رو به تقویم خود گنوم ۳ اضافه کنه یا نه؛ و آرم پارسیدورا رو هم یکمی توی تصویر پس‌زمینه بیارم بالا. در کل، روند رو به بهبودی داریم!

******* 

چقدر زیاد شد (فرض کنید ۵تا پسته!)؛ بقیش تا بعد...

۱۳۹۰ خرداد ۱۸, چهارشنبه

گنوم ۳!

از جمله اتفاقات پر سر و صدایی که اخیرا توی لینوکس افتاده منتشر شدن نسخه‌ی سوم محیط رومیزی گنومه. این نسخه چند وقت پیش منتشر شد، و فدورا ۱۵ هم که حدودا ۲ هفته‌ی پیش منتشر شد اولین توزیعی بود که به صورت رسمی با گنوم ۳ منتشر شد.
گنوم‌شل (Gnome Shell) که پوسته‌ی پیش‌فرض گنوم ۳ه یک محیط کاملا متفاوت رو نسبت به نسخه‌ی قبلی این میزکار و همچنین میزکارهای مشابه ارائه میده که البته شباهت‌هایی به پوسته‌ی یونیتی که از اوبونتوی ۱۱/۰۴ به صورت پیش‌فرض استفاده میشه داره.
مثلا، توی گنوم شل دیگه منوی سنتی وجود نداره و اگه منو رو بخواین یه صفحه به عنوان منو کل صفحه رو می‌پوشونه و می‌تونید برنامه‌های مورد نظرتون رو توش پیدا کنید. اما این منو خیلی هم دم دست نیست و شما باید روی دکمه‌ی Activities یا «فعالیت‌ها» و بعد روی قسمت «برنامه‌ها» کلیک کنید تا به این منو برسید.
منوی برنامه‌ها


از نظر بعضی، این مسئله خوب نیست و کار کاربر رو سخت‌تر می‌کنه؛ ولی من هیچ مشکلی باهاش ندارم چون به ندرت ازش استفاده می‌کنم. فکر کنم هر کسی، یا حداقل خیلیا، اگه یه مدت از قابلیت جستجو استفاده کنند دیگه دنبال کردن اون شکلی برنامه‌ها رو ول می‌کنن چون واقعا سریع‌تر و راحت‌تره، مگه این که بخواین واقعا توی لیست برنامه‌ها بچرخید. برای جستجو دیگه لازم نیست برین به قسمت برنامه‌ها، همین که روی قسمت «فعالیت‌ها» کلیک کنید و وارد حالت Overview بشیم می‌تونید شروع به تایپ بکنید (برای ورود به این حالت به جای کلیک روی قسمت فعالیت‌ها میشه ماوس رو به قسمت بالا سمت راست(یا چپ توی حالت انگلیسی) صفحه بزنید، یا از کلید ویندوز و یا Alt+F1 استفاده کنید).
جستجو به دنبال برنامه‌ی مورد نظر
وقتی وارد حالت Overview میشین، قبل از این که شروع به تایپ بکنید یا وارد قسمت «برنامه‌ها» بشین، توی این حالت لیستی از پنجره‌های باز و همچنین فضاهای کاری یا Workspaceهای موجود رو می‌بینید و می‌تونید پنجره‌های توی اون‌ها رو هم ببینین. تعداد فضاهای کاری هم به صورت خودکار مدیریت میشه و همیشه یه فضای کاری خالی وجود داره.
حالت Overview
 طراحی گنوم‌شل از قسمت‌هاییه که خیلی سرش بحث هست. یک سری کارهای «غیرعادی» توی این طراحی انجام شده، مثلا این که شما نمی‌تونید هیچ پوشه یا شمایلی(icon) روی میزکار (Desktop)تون داشته باشید، یا این که دیگه نمی‌تونید مثل نسخه‌ی قبلی گنوم نوار بالای صفحه رو راحت جابه‌جا کنید یا چیزهایی رو روش قرار بدین، یا این که اصلا system tray اون بالا نیست، بلکه به صورت عادی اصلا پیدا نیست و اگه ماوس رو به گوشه‌ی پایین سمت چپ (یا راست توی محیط انگلیسی) ببریم دیده میشه. اون بالا فقط مخصوص یک سری آیکن‌های پیش‌فرض گنومه که به صورت دستی هم نمیشه کم و زیاد یا جابه‌جاشون کرد!
مدیریت فضاهای کاری توی حالت Overview
و برای این که تیر خلاص رو هم زده باشه، پشتیبانی از برنامک‌ها یا Appletهای گنوم ۲ هم به کلی حذف شده و دیگه چیزی به اسم برنامک وجود نداره! البته کار به این‌جاها هم ختم نمیشه: یک سری از تنظیمات هم دیگه وجود نداره، مثل تنظیم قلم‌های مورد استفاده، یا تنظیم این که وقتی در لپ‌تاپ رو می‌بندیم چه اتفاقی بیفته (به صورت پیش‌فرض به حالت تعلیق (suspend) میره) و یه سری تنظیمات دیگه؛ و دکمه‌های حداکثر و حداقل‌سازی هم از بالای پنجره‌ها حذف شده و فقط دکمه‌ی بستن مونده! تیم طراح گنوم۳ به این نتیجه رسیدند که با استفاده‌ی مناسب از فضاهای کاری، نیازی به استفاده از حداقل‌سازی نیست. حداکثر کردن هم با کشیدن نوار عنوان برنامه به بالای صفحه یا دوبار کلیک روی نوار عنوان برنامه قابل انجامه.
خب! این چیزا اولش یکمی آدمو شوکه می‌کنه. من خودمم با بعضیش مشکل داشتم، مثلا نبود برنامک‌ها و خواب رفتن لپ‌تاپ وقتی درش رو می‌بندیم! خوشبختانه، اگه بخواین تنظیماتی مثل قلم‌های مورد استفاده یا همین قضیه‌ی در لپ‌تاپ رو انجام بدین، یه ابزار gnome-tweak-tool هست که اگه نصب کنید میشه این کارها رو باهاش کرد. نظر طراحان گنوم‌شل این بوده که یه کاربر معمولی بهتره این چیزا دم دستش نباشه!
اما بحث برنامک‌ها یکمی جالب‌تر از اونه. گنوم‌شل برنامک‌ها رو پشتیبانی نمی‌کنه، اما در عوض میشه براش یک سری افزودنی نوشت که بهش میگن Gnome Shell Extension یا افزودنی‌های گنوم‌شل. این افزودنی‌ها نه تنها می‌تونن قابلیت‌هایی مثل برنامک‌ها رو ارائه بدن، بلکه می‌تونن تغییرات اساسی‌تری رو توی پوسته انجام بدند که با برنامک‌های گنوم۲ به این راحتی امکان‌پذیر نبود. مثلا افزودنی‌ای هست که گزینه‌های راه‌اندازی مجدد (restart) و خاموش‌کردن (power off) رو به منوی وضعیت اضافه می‌کنه (راستی یادم رفته بود بگم که به صورت پیش‌فرض توی گنوم‌شل این گزینه‌ها نیستند و فقط گزینه‌ی تعلیق یا suspend دم دسته، مگه این که سخت‌افزار پشتیبانی نکنه. البته اگه دکمه‌ی Alt رو بگیریم suspend تبدیل میشه به power off) یا رفتار یک سری از قسمت‌های شل رو تغییر میده. البته، این‌جا برای هر تغییری شما نیاز به افزودنی دارین، مثلا یه افزودنی داریم که منوی مربوط به دسترسی‌پذیری(Accessibility) رو حذف کنه، یا جای تقویم رو عوض کنه!! البته نکته‌ای که هست اینه که گنوم‌شل برای طراحی ظاهرش تا حد زیادی از جاوااسکریپت و CSS استفاده می‌کنه و افزودنی‌ها هم عمدتا با همین تکنولوژی نوشته میشن و به خوبی هم مجتمع میشن باهاش.
محیط رومیزی گنوم۳ در حال نمایش افزودنی وضعیت آب و هوا
این افزودنی‌ها واقعا چیزهای جالبی هستند! من تقریبا تمام چیزهایی که توی گنوم۲ داشتم رو الان توی گنوم۳ هم دارم مثل دمای پردازنده و وضعیت استفاده از پردازنده و حافظه‌ی اصلی (RAM). همون‌طور که گفتم شمایل برنامه‌ها هم به صورت پیش‌فرض به اون بالا اضافه نمیشه، برای همین با کمک این سایت یه افزودنی تک‌خطی نوشتم که شمایلی starcal که یه تقویم شمسیه رو به اون بالا اضافه کنه (هر وقت که اجرا میشه).
افزودنی بازدید وضعیت سیستم

افزودنی‌های گنوم‌شل به سرعت دارن پیشرفت می‌کنن و زیاد میشن، و با توجه به انعطاف خیلی بیشتری که دارن کارهایی میکنن که قبلا نمی‌کردند. امشب که داشتم نگاه می‌کردم از دیدن تعداد افزودنی‌ها نسبت به چند روز پیش کلی تعجب کردم!
یکی از افزودنی‌ها یه حالت presentation mode رو به اون منوی باتری که اون بالاست اضافه می‌کنه که تو این حالت هم محافظ صفحه (screen saver) غیرفعال میشه و هم معلق شدن خودکار لپ‌تاپ بعد از بستن درش. این مطلب هم برای شروع نوشتن افزودنی‌ها بدک نیست!
خلاصه... جای شما خالی! به طور کلی خیلی ازش خوشم اومده. از یک طرف محیط قشنگی داره (از عکس تغییر یافته‌ای هم که فدورا گذاشته پشتش خیلی خوشم میاد) و از طرف دیگه یه سری امکانات داره که کار کردن رو دلچسب‌تر می‌کنه. مثلا دیگه وقتی داری توی یه برنامه کار می‌کنی یه پنجره نمی‌پره جلوی صورتت و میره اون پشت، فقط یه پیام از پایین صفحه میاد و میگه که فلان برنامه آمادست. یا این که Alt+Tab بین پنجره‌ها جابه‌جا نمیشه، بلکه بین برنامه‌ها جابه‌جا میشه. مثلا اگه ۳ تا پنجره فایرفاکس باز باشه و یه پنجره یه برنامه دیگه، با Alt+Tab بین این ۲ برنامه جابه‌جا میشه. و اگه بخواین بین پنجره‌های یه برنامه جابه‌جا بشین می‌تونید از ~+Alt استفاده کنید (البته اگه از این روش خوشتون نیاد کافیه افزودنی مربوطه رو نصب کنید!).

راستی! یکی از چیزایی که من استفاده می‌کردم و قرار بود معرفیش کنم، امکان «استراحت تایپ» توی گنوم ۲ بود که مثلا تنظیمش می‌کردم که هر ۵۵ دقیقه کار با سیستم من رو مجبور کنه که ۵ دقیقه استراحت کنم. توی گنوم ۲، این رو مشید توی تنظیمات صفحه‌کلید تنظیم کرد اما توی گنوم۳ دیگه اونجا نیست. خوش‌بختانه، الان این برنامه تبدیل شده به یه برنامه‌ی مستقل به اسم drwright که توی مخازن فدورا هم هست....
System Tray
آماده برای استراحت!
بله... این بود یه بررسی کوچولو روی گنوم۳ و گنوم‌شل و خصوصیاتش و افزودنی‌هاش :)

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

بسته‌های جدید برای فدورا: ساغر، starcal و os-prober

طی این ۲-۳ روزه بالاخره ۲ بسته‌ای که چند وقتی بود می‌خواستم آماده کنم برای فدورا رو آماده کردم: یکی ساغر و یکی هم StarCalendar.  یه بسته هم به صورت تصادفی وقتی داشتم گراب ۲ی فدورا رو تست می‌کردم ساختم، اونم os-prober.
ساغر یه برنامه‌ست مشابه گنجور رومیزی، و از پایگاه‌داده‌های همون هم استفاده کرده. تفاوت اصلیش اینه که ساغر با Qt نوشته شده و در نتیجه برای هر سه سیستم‌عامل لینوکس، ویندوز و مک قابل استفادست اما گنجور با دات‌نت و اصولا برای ویندوز نوشته شده. هر دو برنامه‌های خوبی هستند برای کسایی که به شعر علاقمندن. منم از وقتی این برنامه رو دیدم تصمیم گرفتم بیارمش توی فدورا، و آقای سید رضی علوی‌زاده، نویسنده‌ی این برنامه هم در این زمینه خیلی باهام همکاری می‌کنند. و امیدوارم که به مشکل خاصی برنخوریم و بیاریمش داخل. ممکنه مجبور بشم برای فدورا بعضی از شعرها رو حذف کنیم ولی بالاخره هلش میدم تو مخازن فدورا. :) فعلا این‌جا منتظره تا بررسی بشه و بعد از رفع مشکلات وارد فدورا بشه.

StarCalendar هم یه تقویمه شمسی/قمری/میلادیه. قبلا تقویم جلالی که به صورت اپلت گنوم بود رو توی فدورا گذاشته بودم، ولی با توجه به این که فدورا ۱۵ از گنوم۳ استفاده می‌کنه و این نسخه‌هم توی پوسته‌ی پیش‌فرضش اصلا از اپلت‌ها پشتیبانی نمی‌کنه، تصمیم گرفتم این تقویم رو هم بسته‌بندی کنم که بی‌تقویم نمونیم! مخصوصا برای نسخه‌ی بعدی پارسیدورا :) اینم این‌جا منتظره!

چند وقت پیش تصمیم گرفتم بسته‌ی گراب۲ی فدورا رو یه تستی بکنم. فدورا مثل یه سری دیگه از توزیع‌ها هنوز به صورت پیش‌فرض از نسخه‌ی اول گراب استفاده می‌کنه (با وجود این که فدورا به استفاده از تکنولوژی‌های جدید معروفه)، ولی اوبونتو و بعضی توزیع‌های دیگه از نسخه‌ی ۲ استفاده می‌کنند. هنوز توسعه‌دهندگان فدورا به این نتیجه نرسیدند که گراب۲ جایگزین مناسبیه، مخصوصا که هنوز هم به انتشار نهایی نرسیده و آزمایشیه (البته گراب ۱ هم هنوز به نسخه‌ی ۱ نرسیده!). خلاصه من یه تستی کردم، ولی فهمیدم یکی از نیازمندی‌های گراب۲ برای تشخیص سیستم‌عامل‌های نصب شده روی سیستم نیست! اون هم برنامه‌ی os-prober بود که کار بچه‌های دبیانه، و انصافا چیز خوبیه :) و جای خالیش هم توی فدورا احساس میشه. گراب۲ هم اگه این برنامه نصب باشه ازش برای تشخیص سیستم‌عامل‌های نصب شده روی سیستم استفاده می‌کنه و اون‌ها رو به منوی بوت اضافه می‌کنه. منم دیدم بسته‌ی ساده و مفیدیه و این شد که بسته‌بندیش کردم. بعدشم گفتم چرا از این برنامه برای تولید منوی گراب ۱ استفاده نکنیم؟! این شد که با تغییر اسکریپت‌های گراب۲ یه اسکریپت ساختم که گزینه‌های منو رو برای گراب ۱ درست میکنه. البته مطمئن نیستم این اسکریپت به جز سیستم خودم جاهای دیگه هم درست کار کنه!! ولی خب فوقش یکمی تغییر میخواد ؛)
حالا اگه روی سیستم کنار توزیع‌های دیگه یه فدورا هم نصب کنیم با این اسکریپت میشه اون توزیع‌ها رو هم به منو با کم‌ترین دردسر اضافه کرد...

آن‌چه در قسمت‌های بعد خواهید دید: خیلی وقت پیش قرار بود در مورد «چرا فدورا؟» بنویسم که به زودی می‌نویسم! بعدش هم به توصیه آرمان‌جان هر از گاهی در مورد ابزارهایی که تو لینوکس استفاده می‌کنم می‌نویسم :). خیلی وقتم هست می‌خوام هر از گاهی در مورد یکی از قابلیت‌های جدید استاندارد اینده‌ی سی++ یعنی C++0x بنویسم... یه مشت چرت و پرت دیگه هم تو صف دارم اگه عمری و حالی بود! فقط موندم اینا نمی‌خوان فیلتره این‌جا رو بردارن؟! :(

۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

پارسیدورا ۱۴

بله! هفته‌ی پیش پارسیدورا ۱۴ رو منتشر کردیم! ولی خب زودتر از این دیگه فرصت نکردم در موردش بلاگ بزنم.
این سری فکر می‌کنم زمان انتشار خوبی داشتیم. مهم‌ترین باگ‌هایی که توی فدورا ۱۴ بهش برخورده بودم تا زمان انتشار پارسیدورا ۱۴ حل شدند، و فکر کنم نسخه‌ی تر و تمیزی درومده باشه :) حداقل تا الان که مشکل خاصی توش دیده نشده (تا جایی که من خبر دارم!). تو این نسخه یه مقداری هم کارهای خودمون به صورت قشنگ‌تری اعمال شدند، و تنظیمات کوچکی هم که به نظر میاد مناسب باشند توش اعمال شدند. مثل فعلا بودن تایپ راست به چپ به صورت پیش‌فرض توی اپن‌آفیس توی محیط انگلیسی (حالت عادیش اینه که اگه زبون محیط رو روی یه زبون راست به چپ مثل فارسی بذاریم این قابلیت فعال میشه؛ ولی خب چون خیلیا ترجیح میدن تو محیط انگلیسی کار کنن ما به صورت پیش‌فرض فعالش کردیم)؛ یا مثلا فعال بودن کلیک با تاچپد. تغییرات دیگه هم توی صفحه‌ی ویژگی‌های سایت اومده.

کلا به نظر خودم جایگزین خوبی برای فدورا ۱۴ه، مخصوصا اگه دسترسی به اینترنت خوبی نداشته باشه آدم! این سری هم از اول برای دانلود موجود بود، و هم از طریق فروشگاه‌های سیتو و لینوکس‌شاپ قابل خریده.

فقط الان بعد انتشار به این نتیجه رسیدم که یکمی راهنما هم لازمه! قبلا خیلی به اینش فکر نکرده بودم ؛) مثلا الان استفاده از دیسک پارسیدورا ۱۴ برای حذف و نصب برنامه‌ها خیلی جالب‌تر از پارسیدورا ۱۳ شده، ولی هیچ جا نگفتیم چطوریه! به این نتیجه رسیدم که یه بخش «سوال‌های معمول» یا FAQ هم برای سایت لازمه؛ برای توضیح این طور توضیحات و این که مثلا پارسیدورا به صورت پیش‌فرض انگلیسیه و فارسی نیست!! (چون خیلیا از محیط فارسی فراری هستن) خب این رو هم گذاشتم توی کارهای آینده... P:

پانوشت: استفاده از دیسک پارسیدورام کار سختی نیست! اگه با Add/Remove Software کار کنید کافیه دیسک رو بذارین تو سیستم، خودش اگه دیسک باشه ازش استفاده می‌کنه و اگه نباشه هم استفاده نمیکنه. اگه هم از yum استفاده بشه، به صورت پیش‌فرض کاری با دیسک نداره و اگه بخواین از دیسک استفاده کنه، باید با گزینه‌ی enablerepo=parsidora-dvd-- استفاده کرد، مثلا:
yum --enablerepo=parsidora-dvd install vdrift

۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

پارسیدورا... :)



بعد از مدت‌ها بالاخره ما این نسخه‌ی اول پارسیدورای خودمون رو منتشر کردیم، تا امیدی باشد در جهت شناخت بهتر فدورا به ملت! جاتون خالی پنج‌شنبه مراسم برگزار شد. و البته یک سری از دوستان هم خیلی خیلی منو شرمنده کردند و زحمت کشیدند اون همه راه رو تا مراسم اومدند. به طور خاص از دوستان اصفهانی و دوستان نه چندان لینوکسی از همین جا خیلی تشکر میکنم! حالا جای دیگه هم شاید تشکر کردم. خلاصه خیلی خجالتم دادند دوستان.

۱۳۸۹ مهر ۱, پنجشنبه

معرفی پلاگین local برای yum!

خب من که عادت دارم معمولا به برنامه‌های مدیریت نرم‌افزار فدورا بد و بیراه میگم! اخیرا دارم کم کم باهاشون یکمی رفیق میشم:) دیروز داشتم توی لیست پلاگین‌های yum میگشتم یه پلاگین نظرم رو به خودش جلب کرد. پلاگین local!
تا حالا خیلیا پرسیدن که چطوری میشه توی فدورا یه مخزن داشت از همه‌ی نرم‌افزارهایی که با yum داونلود و نصب میشه. با توجه به این که به صورت پیش‌فرض هم yum بعد از این که یه نرم‌افزار رو داونلود و نصب کرد بسته‌ی داونلود شده رو پاک می‌کنه.
قبل از الان، راه حلی که پیشنهاد می‌کردیم معمولا به این شکل بود: اول توی فایل تنظیمات etc/yum.conf/ گزینه‌ی keepcache رو ۱ می‌کنیم که بسته‌ها بعد از نصب پاک نشند. بعد هر از گاهی بسته‌هایی که توی نهان‌گاه (cache)! مخازن yum هستند رو کپی می‌کنید یه جا و یه مخزن ازشون می‌سازید.

اما با کمک این پلاگین، نیازی به هیچ کدوم از این کارا نیست. کافیه این بسته رو نصب کنید (و نیازی نیست تنظیماتی رو تغییر بدین). بعد از نصب، این پلاگین یک مخزن محلی از تمامی نرم‌افزارهایی که بعد از این روی سیستمون نصب می‌کنید می‌سازه به صورت خودکار و می‌تونید این مخزن رو جابه‌جا کنید یا بعدا ازش استفاده کنید. این مخزن به صورت خودکار به مخازن سیستمون اضافه میشه برای همین بعدا اگه بخواین یه نرم‌افزاری رو مجددا نصب کنید خود به خود به جای داونلود، از همین مخزن نصب میشه.

کلا به نظر میاد برای تمام کسایی که قبلا keepcache رو ۱ می‌کردن، نصب این پلاگین راه هم ساده‌تر و هم تمیزتریه. چقدر دیر دیدمش!

این پلاگین (افزونه؟) رو با دستور زیر نصب کنید:
yum install yum-plugin-local 

نکته: تنظیمات این مخزن توی etc/yum.repos.d/_local.repo/ ذخیره میشن و خود مخزن هم تو این آدرس ساخته میشه:
/var/lib/yum/plugins/local/

۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

جشن روز آزادی نرم‌افزار اصفهان...

قبل از اصل مطلب، یک خبر این که آن‌طور که از شواهد برمیاد من همچنان یک ترم دیگه دانشجو هستم! P:

و اما بعد! من قصد داشتم ۴شنبه شب برم اصفهان که صبح برسم خونه و ظهر توی مراسم شرکت کنم. ولی ۴شنبه کلا همش این‌ور اون‌ور بودم و اصلا حواسم به شلوغی هفته نبود و بلیط نخریدم. شب به این نتیجه رسیدم که جا نیست! این شد که صبح رفتم ترمینال و بلیط ۷ و نیم رو گرفتم. رفتم تو اتوبوس دیدم ۲تا خانم نشستن جایی که منم... خلاصه راننده فرمودند که چون فقط من بلیط ۷ونیم داشتم اتوبوس کنسل شده و ۸ راه میفتیم!

۸ راه افتادیم و بعد حدودا ۲ بود که رسیدم ترمینال کاوه. باز هم مثل همیشه تقریبا کل اتوبوس خالی شد، اما این بار یکمی وخیم‌تر! فقط من موندم و یکی دیگه. (کلا همیشه برام سواله که کسایی که از صفه سوار میشن میرن تهران برگشتنی کجا پیاده میشن؟! چرا اکثرا فوقش ۴-۵ نفر میمونن برا صفه؟!). ولی خب من چک کرده بودم قرار بود اتوبوس بره صفه. اون یکی ازم پرسید میره؟! گفتم باید بره! گفت به منم گفت که میرم. خلاصه نشست. یه ذره وقت بعد راننده اومد گفت چرا نشستین؟! گفتم صفه پیاده میشیم. گفت این اتوبوس که صفه نمیره و شروع کرد پیاده شدن. منم گفتم قراره بره و نشستم. اون یکی هم نشست. راننده چیزی نگفت و رفت. بعد یکی اومد بالا پرسید میره؟ اون یکی گفت به من که گفته میره! خلاصه ۲ تا دیگه هم سوار شدن. یه خورده نشستیم من داشتم آماده میکردم که دعوا کنم چی بگم! ولی راننده اومد سوار شد و ما رو برد صفه هیچیم نگفت :)

رسیدیم صفه دیدم دیره مستقیم رفتم جشن. جشن خوبی بود یه سری افراد رو هم که مستقیم ندیده بودم دیدم و یه سری دوستان قدیمی رو هم دیدم و یه سری دوستانم که اومده بودند ولی ندیدم! بعد از جشن هم با دوستان رفتیم پارک تا نصف شب... البته شارژ گوشیم تموم شده بود و من یکمی دیر به خونه خبر دادم که سالمم و یکمکی دعوا هم شدم! ؛)

یکی از نکات جشن، بروشورش بود. توش نوشته بود «مینت چهارمین سیستم عامل محبوب کاربران خانگی بعد از ویندوز و مک و اوبونتوه». آقا من این جمله رو دیدم گفتم بابا حالا ما هیچی نمیگیم این فدورای بنده خدا خیلی داره مظلوم واقع میشه. مونده بودم این جمله از کجا اومده! خلاصه با پیگیری از دوستان متوجه شدیم منبع سایت خود مینته. بعد هم اومدم توی اینترنت گشتم و هر جا که این مطلب پیدا میشه تهش برمیگرده به همون سایت مینت که ادعا کرده از ۲۰۰۶ تا حالا رتبه‌ی چهارم رو داره ولی به هیچ جا استناد نکرده. و این خیلی جالبه!

اصولا با توجه به طبیعت آزاد سیستم‌های لینوکس، راهی برای تخمین دقیق تعداد کاربرانش وجود نداره. همین مسئله در مورد توزیع‌های لینوکس هم صادقه. مخصوصا که ممکنه چندین سیستم‌عامل داشته باشه. به طوری که الان تخمین میزان استفاده از لینوکس از ۱ درصد هست تا ۱۴ درصد! یکی از معدود جاهایی هم که آمار مقایسه توزیع‌های مختلف رو میده سایت distrowatchه که البته اونم معیارش فقط تعداد بار کلیک‌هاییه که توی این سایت روی اسم اون توزیع میشه که عملا به درد نمیخوره. هر چند اون جا الان مدتیه فدورا دومه (یکی از حدس‌های من اینه که مینتی‌ها فدورا رو سیستم خانگی محسوب نمیکنن و کلا نادیده میگیرن!).
من جای دیگه‌ای آمار خاصی ندیدم. در بین توزیع‌ها هم حداقل تا جایی که من دیدم تنها توزیعی که یه سری آمار ارائه میده و راه به‌دست اومدن اون‌ها رو هم دقیقا توضیح داده (براساس تعداد آی‌پی‌های یکتایی که به مخازن فدورا وصل میشند، که البته مشکلات خودش رو داره) فدوراست. تو این صفحه میتونید شرحش رو ببینین که تعداد کل اتصال‌هاش الان حدود ۲۴ ملیونه.
البته شنیدم اوبونتو قصد داره یه بسته توی لینوکس‌هاش (البته فکر کنم فقط توی نسخه‌های OEM به صورت پیش‌فرض میذاره) بذاره که مرتب یه علامت بدن به شرکت که من هستم. برای شمارش تعداد نسخه‌های OEM که بعد از فروش همچنان استفاده میشند. و البته این بسته توی مخازن اوبونتو خواهد بود و هر کسی میتونه نصبش کنه.

در هر صورت، یکی از نکاتی که اخیرا شدیدا توی این جشن و همچنین توی لاگ‌های تهران و اصفهان دیده میشه مظلوم واقع شدن بیش از حد فدوراست! اصلا آدم میگه فدورا یه جوری بهش نگاه میکنن انگار گفته ویندوز! ؛) من خیلی وقت بود که تصمیم گرفته بودم تبلیغ فدورا نکنم (به یک سری دلایل!) ولی دارم حس میکنم بنده خدا خیلی مظلوم واقع شده. خلاصه تصمیم دارم یکمی شروع به تبلیغم بکنم، و البته همزمان هم گیر داده به این برنامه‌ی مدیر بسته‌ی گرافیکی فدورا و یه ۵-۶ تا باگ گزارش کردم و امیدست که به زودی برای کاربرهای کم‌سرعت اینترنت دلچسب‌تر گردد! (و پشتیبانیش از مخازن تقسیم‌شده روی یه سری سی‌دی/‌دی‌وی‌دیش هم اصلاح شد).
پست بعدیم هم احتمالا «چرا فدورا؟» خواهد بود (البته دقیق‌ترش اینه: چرا من فدورا رو انتخاب کردم)

و در پایان، داریم برای برگزاری جشن(یا مراسم!) انتشار پارسیدورا آماده میشیم... هر چند فدورا ۱۴ بتا همین روزا منتشر میشه ولی خب! از نسخه‌های بعدی سعی می‌کنیم با تأخیر خیلی کمی نسبت به فدورا منتشر بشیم. :)

۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

خبر!

۱. broadcom درایور کارت‌های وایرلس نسبتا جدید به بعدش رو به صورت کاملا کد باز ارائه داد. البته در حال ارائه دادنه. این خبر خیلی خوبیه مخصوصا با توجه به زیاد بودن این نوع چیپست‌ها (تقریبا تمام لپ‌تاپ‌های دل که اخیرا دیدم از این چیپست‌ها استفاده میکنند.). بنابراین، حداقل برای سیستم‌های جدید به زودی دیگه نیازی به نصب درایورهای وایرلس اضافه نیست و تقریبا همه‌ی کارت‌های وایرلس بدون هیچ کار خاصی تو لینوکس کار میکنند. اوضای دنیای وایرلس که داره خوب میشه، اوضاع دنیای گرافیک هم با توجه به سیاست جدید AMD/ATI و از اون طرف هم درایور در حال پیشرفت nouveau داره بهتر میشه... کلا اوضاع پشتیبانی سخت‌افزارها لینوکس داره خیلی بهترتر میشه :)

خبر اصلی در osnews



۲. همایش روز آزادی نرم‌افزار (در اصفهان) (تهرانم هست البته! ولی خب من به احتمال زیاد توی اصفهانش شرکت میکنم :) )



۳. جشن انتشار پارسیدورا

فکر میکردم در مورد پارسیدورا نوشتم، ولی ظاهرا فارسی ننوشتم! در هر صورت برای اطلاعات کامل‌تر میتونید یه نگاهی به این‌جا بندازین. خلاصه! بعد کلی بالا پایین شدن و عقب جلو شدن زمان انتشار، الان قراره یه جشن انتشار داشته باشیم (البته قرار بود با جشن انتشار فدورا ۱۳ با هم باشه ولی خب چون همچین یه ذره از انتشار فدورا گذشته دیگه شده جشن انتشار پارسیدورا). زمانش هم قراره ۵شنبه ۸ مهر باشه، خبر دقیق‌ترشم این‌جاست.

۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

اینترنت همراه اول

۲ هفته پیش که رفتم خونه از طریق خونواده متوجه شدم که همراه اول راحت اینترنت میده و یه سری هم به قول خودش «بسته‌ی رویایی» داره که قیمت‌هاش نسبتا مناسبه (حالت عادیش رو شنیده بودم که خیلی گرونه، که الان که قیمتش نصب شده روزها کیلوبایتی ۸ ریال و شب‌ها ۲ ریاله که بازم نسبتا گرونه: ۱ مگابایت میشه ۸۰۰ تومن). منم دیدم برای خونه جایگزین مناسبیه به جای دایال آپ (چون کم میرم خونه و مصرف هم بالا نیست adsl اصلا به صرفه نیست). اگه مصرفتون نسبتا از روزی ۳ ساعت بزنه بالا، حتی بسته‌ی ۱ روزش (۱۰۰۰ تومن) به صرفست (۱ هفته‌ای ۵هزار، ۱ ماهه هم ۱۰هزار، ۱ ماهه شبانه ۳هزار). برای اطلاعات بیشتر میتونید سایتش رو ببینید هر چند باید همه‌ی صفحه‌هاش رو ببینین به علاوه‌ی چند تا خبر تا دقیق همه‌ی مراحل دستتون بیاد!
در هر صورت مراحل فعال‌سازیش به صورت خلاصه اینه:
۱. فعال سازی GPRS برای سیم کارت (ارسال پیام خالی به ۸۰۸۸ یا ثبت‌نام در سایت). فکر کنم یه پیام میومد برای گوشیتون که gprs فعال شد. البته اون موقع که من خواستم فعال کنم تا چند روز نه پیامه کار میکرد و نه سایتشون درست بود. ولی بعد درست شد.
۲. وارد کردن دستی تنظیمات wap و اینترنت در گوشی که توی سایت هست و یا ارسال مدل گوشی به انگلیسی به شماره ۸۰۰۸، بعد از دریافت تنظیمات wap یه پیام دیگه که توش نوشتین «بله» باید بفرستین (این رو خودش توی یه پیام بهتون میگه و شماره رو هم میده) تا تنظیمات اینترنت رو هم بگیرین

۳. حالا اگه همه چیز به خوبی و خوشی پیش رفته باشه و پیام‌های لازم رو دریافت کرده باشید، باید بتونید با گوشی به اینترنت وصل شین. البته من نتونستم! کلی هم بهش ور رفتم تا آخر کار براساس یه سری جستجو که کردم گوشیم رو خاموش روشن کردم. درست شد! بعده‌ها یه دفعه دیگه هم مجبور شدم این کارو بکنم. خلاصه هر وقت دیدین گوشی به هیچ وجه وصل نمیشه میتونید یه دور خاموش روشنش کنین!

خب خلاصه! بعد از این که با موفقیت گوشی وصل شد تصمیم گرفتم با لپ‌تاپ امتحان کنم ببینم از طریق بلوتوث میتونم از اینترنت گوشی استفاده کنم یا نه. قبلا گوشی رو به دستگاه‌های بلوتوث سیستم اضافه کرده بودم از طریق این گزینه:


این کار کلا برای انواع مختلف کارها با گوشی لازمه مثلا ارسال فایل به گوشی یا اجازه داده به گوشی برای کنترل از راه دور سیستم. گفته بودم؟ مثلا مدیا پلیر سیستم رو با گوشی کنترل کنیم و یا کنترل از راه دور برای ارائه‌های درسی/کاری که لازم نباشه برای تعویض هر اسلاید یه بار بریم پای سیستم. البته هر گوشی‌ای پیش‌فرض (کنترل از راه دور رو) نداره‌ها فقط گوشی‌های خیلی باکلاس و های‌تک!ی مثل K510i سونی من ؛) دارنش!
بعد که این کارو بکنید، توی NetworkManager یه گزینه‌ی جدید برای اتصال از طریق گوشی اضافه میشه که توی شکل پایین پیداس. اگه تنظیمات گوشی درست باشه با کلیک کردن روی این گزینه، لینوکس وصل میشه به اینترنت و کار تمومه :) آیکن مربوط بهش بعد از وصل شدن رو هم توی شکل با یه فلش مشخص شده:

و به این ترتیب هفته‌ی پیش که اصفهان بودم به جای دایال‌آپ از این روش استفاده کردم، و خب بار اولش هم خیلی هیجان انگیزه. البته سرعتش بعضا خیلی پایینه، میگن ایرانسل سرعتش بهتره. شاید یه سیم‌کارت بگیرم فقط برای اینترنت! از جمله خوبی‌های این روش اینه که خط تلفنو اشغالنمیکنه، لازم نیست بچسبی به پریز تلفن، و مهم‌تر از همه اینه که دیگه لازم نیست درایور مودم نصب کنی :) فقط بدی اتصال بلوتوث اینه که سریع شارژ گوشی تموم میشه.

و اما امروز! هفته‌ی پیش حال نداشتم چک کنم ببینم با سیم هم میشه وصل شد یا نه. دیشب که با آرمان در موردش صحبت میکردم تصمیم گرفتم سیمیش رو هم چک کنم. بعد از این که گوشی رو با سیم وصل کردم به سیستم، روی NetworkManager کلیک کردم و یه گزینه‌ی جدید دیدم:

وقتی روش کلیک کنید یه جادوگر (Wizard) میپره وسط صفحه. اول از همه یه لیست از کشورها نشون میده که ایران توش نیست. برای همین My country is not listed رو انتخاب میکنیم! بعدش یه اسم ارائه دهنده میخواد که هر چی بخواین میشه زد، مثلا «همراه اول». بعدش اسم نقطه‌ی اتصال (APN) رو میخواد که باید زد mcinet برای همراه اول (برای ایرانسل هم mtnirancell بود فکر کنم):


بعد این کار سعی میکنه وصل بشه و یه گزینه‌ی جدید به لیست اضافه میشه که بعد از این هر وقت بخواین وصل شین روی اون کلیک میکنین و وصل میشه. اگه دفعه‌ی اول نشد دوباره بزنین! یا جای گوشی رو عوض کنید بعد بزنید. خلاصه بعدش وصل میشه (اثباتش هم همون عکس خورشید و ابر و دمای هوا ؛) ):

البته به زودی قراره کشور ایران هم توی لیست کشورها بیاد، که بعد از انتخاب ایران میتونید از بین «همراه اول» و «ایرانسل» یکی رو انتخاب کنید و وصل شید و نیازی نیست اسم APN رو خودتون بدونید (هر چند کاری سختی نیست ولی خب باشه قشنگ‌تره دیگه!):


اگه هم عجله دارین میتونم فایل جدید رو بهتون بدم خودتون کپی کنید جای قبلیه تا این گزینه‌ها اضافه بشن، ولی الان حال نداشتم جایی آپلود کنم لینک بدم فکر نکنم کسی هم بخواد! یه mcinet زدن معمولا راحت‌تره ؛) البته کافیه فایل مربوطه رو باز کنید و خودتون طبق موارد مشابه چند خطی رو به این فایل اضافه کنید:‌ usr/share/mobile-broadband-provider-info/serviceproviders.xml/

این‌هم از اولین بلاگی که با GPRS آپلود میکنم!

۱۳۸۸ مرداد ۶, سه‌شنبه

لینوکس، فدورا، سمینار!

یادش بخیر! اون اوایل که لینوکسی شده بودم، با فرض این که اصولا همه‌ی کارهایی که در آینده وجود خواهد داشت ویندوزیه خیلی دنبال این بودم که چطور می‌تونم توی لینوکس برای ویندوز کار کنم. البته خودش کلی مزه داره! ولی نکته‌ی جالبش اینه که توی این ۳ سالی که نسبتا جدی کار می‌کنم به جز ۱ مورد بقیه‌ی کارهام مختص لینوکس بود و ویندوز اصلا توش مهم نبود! اون ۱ مورد هم یه برنامه‌ی ویندوزی بود که من با دیکتاتوری تمام تو لینوکس نوشتمش! البته برای ویندوزا... ولی بعدا یواش یواش فهمیدن چه کلاهی سرشون رفته (آخه اون‌جا هیچ کس با wxWidgets آشنا نبود و ترجیح میدادن من با MFC برنامه رو می‌نوشتم؛ کاری که البته من نمی‌کردم!). :)
الان هم مرتب آگهی استخدام می‌گردم که دنبال فرد «آشنا به لینوکس» یا «آشنا به برنامه‌نویسی لینوکس» می‌گردن. (البته یه سریشون می‌خوان که به ویندوز و لینوکس آشنا باشی). البته احتمالا کار تحت ویندوز خیلی بیشتر باشه، ولی چیزی که هست اینه که حداقل در این لحظه تعداد لینوکس کار به نسبت کار لینوکسی خیلی کمه. به‌خصوص توی یه زمینه‌ای مثل برنامه‌نویسی (چون نسبتا خیلیا لینوکسو برای شبکه یاد می‌گیرن). خلاصه الان وضع کاری بدک نیست :)

***

فدورا به درد کی می‌خوره؟!! یکی از چیزایی که چند وقت پیش پیدا کردم یه متن پیش‌نویس بود در مورد این که «کاربران هدف» فدورا چه کسایی هستن. نکته‌ی جالبی که بود این بود که هدف اصلی فدورا «کاربران معمولی(رومیزی)» نیستن (یادم نیست دقیقا کیا بودن!) اما در هر صورت، میتونم بگم با توجه به این قضیه فدورا واقعا به اهدافی که داره به مقدار نسبتا خوبی رسیده. البته دسته‌ی دوم کاربران هدف فدورا همین کاربران معمولی هستن، و توی این زمینه هم فدورا داره به جاهای خوبی می‌رسه (اخیرا رتبه‌ی فدورا توی distrowatch دوم شده، در حالی که مدت‌ها نزدیک ۴م بود. هر چند رتبه‌بندی این سایت به نظرم چیز خاصی به آدم نمیده، چون براساس تعداد کلیک‌هاییه که کاربرای این سایت روی اسم یه توزیع می‌کنن!).
بگذریم! چیزی که اصلش می‌خواستم بگم این بود که برای آشنایی با فدورا و خصوصیات اون بد نیست این صفحه رو یه نگاهی بکنید: http://fedoraproject.org/wiki/Overview
بهتون توی تصمیم‌گیری این که آیا فدورا به دردتون می‌خوره یا نه هم کمک می‌کنه.
در ضمن در حال حاضر به نظر میاد فدورا حدود ۱۶ملیون کاربر داره.

***

راستی من قراره به زودی (احتمالا ۲ هفته‌ی دیگه) یه سمینار توی گروه کاربران لینوکس اصفهان با عنوان «فارسی در لینوکس» داشته باشم. البته قرار بود سال پیش بذارم ولی چون رفتن تهران دیگه وقت نشد، به‌جاش با توجه به یه سری تغییرات جدید سمینار امسال کامل‌تره!
و البته احتمالا (فکر کنم عقلم کمه! ولی خب) یه کلاس مقدماتی لینوکس هم توی دانشگاه اصفهان قراره بذارم (نمیدونم کی باز سر یه سری رو شیره مالیده که بیان سر کلاس من!!) ؛)

۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

فدورا ۱۱ در خانه!

من بالاخره برگشتم خونه تا یه چند روزی رو این‌جا بمونم و استراحتی بکنم. واقعا هیچ‌جا خونه‌ی آدم نمیشه! هم دوباره در جمع خونواده‌ام و هم یاد دوران قبل از تهران رفتن کردم و یه مقداری حال و هوای بهتری پیدا کردم! مخصوصا که توی تهران وسط شلوغی و دود و دمم و برعکسش توی خونه کنار کوهیم و هوای نسبتا خوب. :)

از این‌ها که بگذریم، تصمیم گرفتم فدورای سیستم توی خونه رو هم عوض کنم. برعکس لپ‌تاپم که یکی دو ماه قبل از انتشار ارتقا داده میشه تو خونه این کارو نمی‌کنم. دلیل اصلیشم سرعت اینترنت تلفنی خونست! مخصوصا که بقیه هم ازش استفاده می‌کنن و اگه برنامه‌های لازم روش نباشه یکم اذیت میشن. برای همینم فدورای خونمون هنوز ۹ بود و ۱۰ش نکرده بودم.
نصب فدورا ۱۱ توی خونه به خوبی پیش رفت و خوشبختانه یه سری از بسته‌های فدورا ۹ رو هم تونستم روش نصب کنم و خلاصه سیستم سریع راه افتاد. یه لیست هم تهیه کردم از کارایی که بعد از نصب یه فدورای جدید خوبه انجام بدم (تغییر یه سری تنظیمات و این‌ها) که انجام دادم خیلیش رو توی همون مدت. البته این سری تصمیم گرفتم یه اسکریپت درست کنم. الان خیلی کاراش آمادست دیگه برای دفعات بعدی کافیه اجراش کنم درصد قابل توجهی از کارا رو میکنه.
فکر کنم فردای روزی که فدورا ۱۱ رو نصب کرده بودم بود که وقتی سیستم اومد بالا برادرم این پیامو دیدو خبرم کرد ببینم چه خبره:


چشمتون روز بد نبینه! یکی از هاردهای سیستم توی خونه ظاهرا به این نتیجه رسیده که داره عمرش تموم میشه. این پیام از این لحاظ که یه هاردو دارم از دست میدم خبر خوشی نیست، ولی این که قبل از این که اطلاعاتمو از دست بدم داره خبرم میکنه خیلی خوبه! با کلیک کردن روی اون آیکن و بعدش اسم هارد اطلاعات دقیق‌تری بهم میده:


:( بله! ۱ دونه سکتور خراب پیدا کرده. البته ۱ دونه سکتور چیزی نیست ولی احتمالا به زودی تعدادش بیشتر هم میشه. جالبه من نمیدونستم هاردها یه فضا هم بیکار گذاشتن مخصوص جایگزینی این سکتورها!
این برنامه که می‌بینید جزو برنامه‌های جدید فدورا ۱۱ه! البته توی نسخه‌های قبلی هم هارد دیسک تحت نظر بود و من آخرین باری که بررسی کرده بودم این مشکل نبود، ولی خب قبلا اگه مشکلی بود گزارشش رو توی پیام‌های سیستم میذاشت. اما الان این شکلی خبر می‌کنه. (البته این برنامه کلا یه برنامست برای مدیریت دیسک‌ها و یکی از کارهایی که میکنه مانیتور کردن وضع سلامت فیزیکی دیسکه).

با این تکنولوژی آشنا هستین؟ هارد دیسک‌های جدید از تکنولوژی SMART پشتیبانی می‌کنن. ((Self-Monitoring, Analysis and Reporting Technology (SMART) یعنی خودشون به سلامت خودشون نظارت میکنن و یه سری از مشکلات رو تشخیص میدن و ثبت می‌کنن. حالا اگه یه برنامه داشته باشین که وضعیت دیسک رو ازش بخونه و در صورت لزوم خبرتون کنه ممکنه خیلی وقت‌ها قبل از این که اطلاعاتتون رو از دست بدین بتونید ازشون روی یه دستگاه ذخیره‌سازی سالم کپی تهیه کنید. مثلا من باید خودمو برای روزی که این هارد دیگه کار نکنه یا به تدریج یه سری اطلاعاتش دیگه قابل خوندن نباشه آماده کنم :( .
علاوه بر آزمایش‌هایی که خود هارد دیسک انجام میده، یه سری آزمایش دیگه هم توی این تکنولوژی طراحی شده که اگه بخواین میتونید خودتون دستور انجامش رو بدین. بعضی از این ازمایش‌ها ممکنه ۱۰ها دقیقه طول بکشه.
پیشنهاد می‌کنم حتما ازش استفاده کنید! توی لینوکس‌ها اگه ابزاری مثل اینی که عکسش رو زدم هم نداشته باشین می‌تونید با نصب بسته‌ی smartmontools از ابزارهایی که به این منظور داره استفاده کنید. برای ویندوز هم حتما ابزارهایی هست، حتی ممکنه همین بسته هم برای ویندوز وجود داشته باشه.